الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٧ - نقد مصنف بر ابن مالك
در تقسيم بهتر است از بكار بردن « او » در آن لذا با امكان استفاده از « واو » جهت افاده معناى تقسيم سزاوار نيست كه « او » را در عبارت ذكر كنيم چنانچه در عبارت:
الكلمة اسم و فعل و حرف، « واو » بكار رفته نه « او » .
و نيز مانند آنچه در قول عمرو بن براقه آمده:
|
و ننصر مولانا و نعلم انّه |
كما النّاس مجروم عليه و جارم |
يعنى: و يارى مىكنيم بزرگ خود را و حال آنكه مىدانيم بدرستيكه او مثل مردم است كه گاهى مورد ظلم واقع شده و زمانى ظلمكننده است بر غير خود.
شاهد در « واو » و جارم است كه براى تقسيم آمده.
البته بايد توجّه داشت با اينكه استعمال « واو » در افاده تقسيم بهتر است از بكار بردن « او » معذلك امثله و عباراتى در دست است كه « او » در آنها براى افاده معناى تقسيم آورده شده است و از جمله آنها كلام جعفر بن غلبه حارثى است:
وى گفته است:
|
فقالوا لنا ثنتان لا بدّ منهما |
صدور رماح اشرعت او سلاسل |
يعنى: پس آنجماعت گفتند براى ما يكى از دو امر بايد باشد:
يا سينههاى نيزههائى كه بمنظور طعن زدن راست شدهاند و يا زنجيرهائى چند كه مهيّا شده است بجهت اسيرى.
شاهد در « او » است كه بمعناى تقسيم آمده است:
پايان كلام ابن مالك
نقد مصنّف بر ابن مالك
مصنف گويد: