كسر أصنام الجاهلية - الملا صدرا - الصفحة ٢٧٩
وصاياى ذهبيّه يا ذهبيّات: منسوب به فيثاغورس (٥٣٢ الى ٤٩٧ قبل از ميلاد) از اهل ساموس است كه به عربى ترجمه شده است. پيشينيان آنچه كه زيبا و خالص بود به طلا تشبيه مىكردند؛ بدين سبب اشعار يا وصاياى ذهبيّه را كه در نوع خود ارزشمند و فاخر است «طلايى» خواندند و «ذهبى» نام نهادند. گويا اين اشعار از خود فيثاغورس نيست، بلكه شاگردان راستين و يا يكى از شاگردانش به نام لوزيس(Lysis) پندها و حكم و امثال استاد را كه از وى شنيده بودند، جمعآورى كرده بصورت شعر درآوردند كه بالغ بر هفتاد و يك بيت است.
اين اشعار حقيقىترين اثرى است كه افكار يكى از بزرگترين رجال كهن فلسفى را به ما مىنماياند. هيروكلس كه تفسيرى عالمانه از اين وصايا دارد، با اطمينان اعتقاد دارد كه آنها احساس و درك يك شاگرد به تنهايى از عقائد استاد نيست، بلكه مشرب همه اعضا و انجمنهاى سرّى فيثاغورسى است. هيروكلس مىگويد: قرائت و ترتيل اين اشعار بامدادان و شامگاهان براى هريك از مؤمنان به آيين فيثاغورسى فريضه بوده است. طبق گفته جالينوس در رساله «شناخت و درمان بيماريهاى روان» او خود همه روزه صبح و شام همه اشعار فيثاغورس را قرائت مىكرده است. [١] استاد دكتر عبد الرحمن بدوى وصاياى ذهبيّه را تصحيح كرده است كه در مجموعه الحكمة الخالدة (جاويدان خرد)، صفحات ٢٢٥- ٢٢٨، تحت عنوان «وصيّة فيثاغورس المعروفة بالذهبيّة»، در تهران، انتشارات دانشگاه تهران، سال ١٣٥٨ ش، به طبع رسيده است.
[١] ر. ك: تاريخ علوم عقلى در تمدّن اسلامى، مجلّد اوّل، چاپ دوّم، ص ٩١، تهران، ١٣٣٦ ش؛ مقاله همكار ارجمندم مرحوم دكتر سيد ابو القاسم پورحسينى استاد دانشگاه تهران، «فيثاغورس و فيثاغورسيان» در مجلّه دانشكده ادبيّات دانشگاه تهران، شمارههاى سوّم و چهارم، سال هفدهم، فروردين- تير ١٣٤٩، صص ٣٧١، ٣٧٢.