كسر أصنام الجاهلية - الملا صدرا - الصفحة ٢٧٦
مخالفت با حق تعالى مىخواند و «وسواس» ناميده مىشود [١].
خسروانى (منسوب به خسرو): «خسروانيّين» عنوانى است كه شهاب الدين يحيى بن حبش معروف به شيخ اشراق به حكيمان فرس اطلاق مىكند. [٢]
دهر (به فتح دال و سكون هاء و فتح آن): زمان طويل و امد ممدود است. راغب گفته است: «دهر» اسم مدت عالم است از آغاز وجود تا پايان آن. دهريّه گروهى از كافرانند كه منكر الوهيّتند؛ به قدم دهر قائلند، و حوادث را به دهر نسبت مىدهند و بر اين باورند كه صانع مواليد، نجوم و افلاك است. [٣]
ديوجانس طبيب: در نسخه اصل و تمام نسخهها حتى نسخه چاپى (ص ٣٧) به همين صورت آمده است، ولى اشتباه است؛ بايد «ديوجانس كلبى» باشد. صدرا اين قسمت را از نزهة الأرواح و روضة الأفراح شهرزورى گرفته، كه در آنجا (متن عربى، ص ٢٧؛ ترجمه فارسى، ص ٢١٨) ديوجانس كلبى ضبط شده است.
ديوجانس (٣٢٨- ٤٠٤ قبل از ميلاد) حكيم اهل زمان خود، همنشين و استاد افلوطين، تارك دنيا و پرهيزكار بوده است. از زهد و بىاعتنائى وى به دنيا حكايتها و داستانها نقل شده است؛ از جمله: «روزى پادشاه وقت بر او بگذشت، ديد او را كه در جائى بلند كه آفتاب روست نشسته است. پادشاه ايستاده گفت: چه حاجت دارى تا روا
[١] تعريفات، جرجانى، ص ٨٥؛ اصطلاحات صوفيّه، كاشانى، ص ١٥٨؛ مفتاح الهداية و مصباح الكفاية، صص ١٠٤ و ١٠٥.
[٢] ر. ك: مجموعه مصنّفات شيخ اشراق، «كتاب المشارع و المطارحات»، ص ٤٩٣ و ٥٠٣.
[٣] ر. ك: كشّاف اصطلاحات الفنون، ج ١، ص ٤٨٠؛ ناصر خسرو، زاد المسافرين، ص ١٤٦.