كسر أصنام الجاهلية - الملا صدرا - الصفحة ٢٦٩
كتب كثيرى به وى نسبت داده شده است؛ از آن جمله است كتابهاى أقسام العلوم، شرائع الأديان، فضيلة علوم الرّياضيات، كتاب السياسة الكبير، كتاب السياسة الصغير، الأمد الأقصى و وجوه الحكمة كه آن را «الإبانة عن الدّيانة» ناميده است. او حكمت و شريعت را به هم نزديك مىساخته و با تأويل آيات قرآن مخالفت مىكرده. كتابى در تأويل آيات قرآن و ايراد به تأويلات اسماعيليان نوشته است. برخى او را استاد محمد بن زكرياى رازى در فلسفه انگاشتهاند. او را سخنان حكيمانه بسيار است؛ از جمله «دواى بزرگ علم است»، «شريعت فلسفه كبرى است» و «مرد حكيم و فيلسوف نمىشود مگر اينكه متعبّد و مواظب به اداى اوامر شرع باشد». [١]
اخوان الصّفا: در حدود نيمه قرن چهارم هجرى در بصره و بغداد، جمعيتى سرّى به نام «إخوان الصّفا و خلّان الوفاء» پديد آمد، كه به گمان برخى نامى مستعار براى اشخاص و اعضاى آن بوده است. عدّهاى آنها را از فرق شيعه و به احتمال قوى از فرقه اسماعيليّه انگاشتهاند. تمام اعضاى اين گروه بر اين عقيده بودند كه شريعت مقدس اسلام با نادانيها و گمراهيها و اوهام و خرافات آلوده شده و راه تطهير آن بكارگيرى فلسفه است؛ اگر شريعت اسلام با حكمت يونانى انتظام يابد كمال مطلوب حاصل آيد.
براى اين منظور، پنجاه و يك رساله در علوم مختلف زمانشان تأليف كردند. اما نام مؤلّفان و نويسندگان اين رسائل همچنان پنهان ماند. برخى بطريق حدس و تخمين آنها را كلام بعضى از امامان از نسل على- عليه السلام- دانستهاند؛ برخى نيز به
[١] ر. ك: معجم الأدباء، ياقوت، ج ٢، جزء سوم، شماره ١٩، ص ٦٤- ٨٦؛ تاريخ حكماى اسلام بيهقى، صص ٤٢، ٤٣؛ نزهة الأرواح و روضة الأفراح، صص ٣٧٢، ٣٧٣؛ الملل و النحل، شهرستانى، ج ٣، ص ٣؛ تاريخ علوم عقلى در تمدّن اسلامى، صص ١٦٥، ١٦٦.