كسر أصنام الجاهلية - الملا صدرا - الصفحة ٢٧٨
كدخداى عالم عناصر است. مكمّل نفوس انسانى است؛ نفوس انسانى را از قوّه به فعل در مىآورد و به مرحله عقل مستفاد مىرساند. برخى از حكماى اسلام آن را جبرئيل يعنى فرشته وحى انگاشته موحى انبياء ملهم اوليا و معلّم علما شناختهاند. امّا ثامسطيوس (Themistius، فيلسوف يونانى، متوفّى حدود ٣٩٥) يكى از شارحان ارسطو- عقل فعّال را از جهتى واقع در درون نفس و متّحد با عقل بالقوّه مىداند، مانند اتّحاد صورت با مادّه؛ و در واقع عقل فعّال را ماهيّت «من» مىانگارد. [١]
لقمان حكيم، مكّنى به ابو سعد: اوّل كسى است كه او را «حكيم» گفتهاند. از حبشه و بروايتى از سرزمين نوبه بوده، در زمان حضرت داود- على نبيّنا و عليه السلام- مىزيسته و استاد انباذقلس حكيم بزرگ يونانى بوده است. در شام فوت كرد و در رمله مدفون شده است. در قرآن مجيد سورهاى به نام لقمان آمده و در آيه دوازدهم همان سوره خداوند او را به اعطاى حكمت مفتخر فرموده است. در ادب فارسى او را به حكمت ستوده و اخبار و اقوال حكيمانهاش را با آب و تاب فراوان نقل كردهاند. [٢]
الوالهين: وله: بيخودى و سرگشتگى از عشق. واله: بيخود و سرگشته از افراط در عشق و محبّت، عاشق و ديوانه. [٣]
[١] ر. ك: إلهيات شفاء، چاپ مصر، ص ٣٨٨؛ اسفار، ج ٣، صص ٤٦١- ٤٦٥؛ كشّاف اصطلاحات الفنون، ج ١، صص ١٠٢٨- ١٠٣٠؛ شرح منظومه، سبزوارى، چاپ ناصرى، ص ١٨٦؛ عقل در حكمت مشّاء، ص ٢٢٣.
[٢] ر. ك: تاريخ الحكماء، قفطى، ص ١٥؛ مروج الذهب، مسعودى، ج ١، ص ٥٧؛ نزهة الأرواح و روضة الأفراح، صص ١٩، ٢٠، ٧٢، ٧٣، ٣٠٩- ٣٣٢؛ منتهى الأرب؛ محبوب القلوب، اشكورى، ص ١٤، كلّيات سعدى (گلستان، باب دوم، ص ٧١ و ٧٣؛ مجالس، مجلس چهارم، ١١٦٤)، تهران، ١٣٧٤.
[٣] ر. ك: منتهى الأرب.