كسر أصنام الجاهلية - الملا صدرا - الصفحة ٢٧٥
حشويّه قائل به جبر و تشبيهاند. [١]
برخى از اصحاب الحديث از جمله سفيان ثوري، شريك بن عبد اللّه، ابن أبي ليلي، محمد بن ادريس شافعي، مالك بن أنس و امثال آنها از اين گروه به شمار مىآيند. [٢]
حواريّون: حوارى: خويش، گازر، اندرزگو، يارىدهنده. حواريّون يارىدهندگان حضرت مسيح- عليه السلام- و آنها دوازده كس بودهاند و فرنگيان ايشان راApostres نامند. در قرآن مجيد- سوره آل عمران (٣)، آيه ٥٢؛ سوره مائدة (٥)، آيه ١١١ و ١١٢؛ و سوره صفّ (٦١)؛ آيه ١٤- به همين معنى به كار رفته است. مؤلّف المنجد آن را لغت حبشى شناخته است. [٣]
خاطر: واردى است كه بدون كار و كوشش بنده به صورت خطابى، يا تعريفى و يا طلبى بر قلبش گذر كند. آنچه بصورت خطاب است بر چهار قسم است: (١) ربّانى: آن خاطر نخست است كه سهل بن عبد اللّه شوشترى (متوفّى ٢٨٣ ه. ق) «سبب أوّل» و «نقر خاطر» مىنامد. آن هرگز خطا نكند. و گاهى به قوّه و سلطه و عدم اندفاع شناسانده مىشود. (٢) ملكى: آن باعث مندوبى يا مفروضى است، و خلاصه هر چيزى است كه در آن صلاحى باشد و «إلهام» ناميده مىشود. (٣) نفسانى: آن چيزى است كه در آن حظّى براى نفس باشد و «هاجس» ناميده مىشود. (٤) شيطانى: آن چيزى است كه انسان را به
[١] ر. ك: نشوان حميرى، الحور العين، ص ٢٠٤.
[٢] ر. ك: اشعرى قمى، المقالات و الفرق، ص ٦.
[٣] ر. ك: فرهنگ ناظم الأطبّاء؛ منتهى الأرب؛ لسان العرب؛ المنجد؛ لغتنامه دهخدا.