در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٥ - نكات آيه
است و مقصود از آنها پناه دادن است; زيرا رسم عرب اين بود كه از همسايه حمايت مى كرد و گاهى به حامى، «جار» مى گفتند. حتى در خود قرآن كلمه «جار» به معناى كمك و حامى استعمال شده است چنان كه مى فرمايد:
(وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمَالَهُمْ وَقالَ لاَ غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جارٌ لَكُمْ).[١]
«هنگامى كه شيطان كردارهاى آنان را در نظر آنها خوب جلوه داد و گفت: امروز كسى از مردم بر شما پيروز نيست و من حامى شما هستم».
٢. در جمله(حَتّى يَسْمَعَ كَلاَمَ اللّهِ): «تا كلام خدا را بشنود» دو احتمال وجود دارد:
الف) احتمال دارد كه لفظ ياد شده متمم جمله «استجارك» باشد; يعنى اگر مشرك امان بخواهد براى شنيدن كلام خدا به او امان ده، در اين موقع تنها در يك صورت، امان خواهى او پذيرفته مى شود و آن وقتى است كه براى شنيدن سخن خدا امان بخواهد، ولى اگر امان خواهى او براى امور ديگر باشد; مانند بستن قرارداد صلح و حلّ مشكلات مادى و دنيوى، در اين موقع لازم نيست كه امان آنان پذيرفته شود. فقط يك صورت از امان خواهى پذيرفته مى شود كه امان آنان پذيرفته شود. فقط يك صورت از امان خواهى پذيرفته مى شود كه هدف از آن تحرّى حقيقت باشد و در غير اين صورت، مشمول قانونى هستند كه در آيه پنجم وارد شده است. حتى اگر احتمال دهيم كه برخى از مشركان بر اثر اقامت در سرزمين مسلمانان ـ ولو براى داد و ستد و حلّ مشكلات دنيوى و بر اثر برخوردهاى اتفاقى ـ اسلام مى آورند، باز پذيرفتن امان آنان لازم نيست.
ب) اين جمله متعلق به لفظ «أَجِره» باشد. در اين صورت امان خواهى مشرك
[١] انفال(٨) آيه٤٨.