در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٨ - اعتصاب عليه كارشكنان
«اى ايمان آورندگان، از خداوند بپرهيزيد و با راستگويان باشيد».
يكى از جنگ هاى اسلام غزوه تبوك است. يك كاروان بازرگانى، آمادگى امپراتور روم را براى حمله به مركز اسلام به پيامبر گزارش داد. خبر هنگامى به پيامبر رسيد كه مردم زراعت پيشه مدينه، آماده جمع آورى زراعت و محصول سال بودند. فصل رسيدن خرماها بود، ولى با اين همه سربازان دلاور اسلام به همه چيز پشت پا زدند. پيامبر با ارتشى منظم و در حدود سى هزار نفر، عازم تبوك شد گروهى به علت نفاق و نداشتن ايمان و اعتقاد، از شركت در جهاد امتناع كردند و شرح حال اين گروه در تفسير آيات پيش گذشت. پيامبر گرامى درباره آنان تصميم خطرناكى نگرفت، بلكه آنان را معرفى كرد.
ولى روزى كه پيامبر بسيج عمومى اعلام كرد، سه نفر از مسلمانان حقيقى به نام هاى هلال، كعب و مراره از شركت در اين جهاد مقدس، امتناع كردند و اگر مسلمانان به موقع براى دفع قيام نمى كردند; چه بسا با حمله اى ناگهانى تمام زحمات پيامبر و مسلمانان در طول ٢٢سال از بين مى رفت. اين سه نفر از رسول خدا معذرت طلبيدند كه اكنون موقع رسيدن خرما و فصل جمع آورى محصول است و نيز افزودند كه ما در ظرف چند روزى كارهاى خود را رو به راه مى كنيم و بلافاصله خود را به ارتش اسلام مى رسانيم.
ناگفته پيداست، پوزش آنها منطقى نبود و هرگز اين گونه عذرها در لحظه اى كه اساس مذهب در خطر افتاده است پذيرفته نيست. مال دنيا و ثروت دنيا در صورتى لذت بخش است كه استقلال ملتى محفوظ بماند و اسارت در دست دشمن سايه شوم خود را بر سر آنها نيفكند. ملتى كه به موقع دست به جهاد نزند و براى چند خروار گندم و جو و خرما دست روى دست بگذارد و جاده را براى ورود دشمن و حمله ناگهانى او باز گذارند، هرگز در آينده از استقلال مالى و اقتصادى برخوردار