در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٨ - نبرد با دشمنان نزديك
حال، مانند ديگر اصول، خالى از استثنا نيست; يعنى حاكم اسلامى، احياناً بايد نبرد با دشمن دور دست را مقدم بدارد و آن در صورتى است كه دشمن دور دست، خطرناك تر از دشمن مجاور باشد.
بنابراين، اصل كلى در برنامه هاى دفاعى و يا تهاجمى، پرداختن به دشمن مجاور است مگر اين كه دشمن دور دست حالت استثنايى به خود بگيرد. اين نه تنها قرآن است كه به نبرد با دشمن نزديك، اولويت خاصى قائل است، بلكه سيره پيامبر نيز همين مطلب را تأييد مى كند: او نخست، با قبايل يهود ساكن مدينه به نبرد پرداخت و پس از پاك سازى سرزمين مدينه از لوث طوايف بنى قينقاع و بنيالنضير و بنى قريظه، به دشمنان دور دست مانند روم و غيره پرداخت و اگر در سرزمين بدر با قريش قبل از قبايل يهود، نبرد كرد به خاطر اين بود كه قريش از جايگاه خود حركت كرده و به سوى مدينه آمده بودند.
سيره پيامبر، نه تنها در زمينه دفاع و تهاجم بر اساس «اولويت تهاجم به دشمن نزديك» استوار بود، بلكه در هدايت مردم نيز از اين روش استفاده كرده و تا نزديكان خود را دعوت نكرد، به دعوت ديگران نپرداخت و اين وحى الهى بود كه او را بر اين روش فرمان داد و فرمود:(وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأقْرَبينَ):«بستگان خود را از عذاب خدا بترسان».
در پايان، آيه يادآور مى شود: بايد كافران نزديك، قدرت و شدت شما را احساس كنند، ولى اين اصل نبايد سبب شود كه تقوا و پرهيزگارى را در حال جنگ از دست بدهيد، بلكه بايد با حفظ اين اصل، شدتِ عمل به خرج دهيد، چنان كه مى فرمايد:(وَاعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ).
در اين جا مى توان از آيه، مطلب ديگرى را نيز استفاده كرد و آن اين كه، نه تنها در نبرد نظامى، بايد نخست به سركوبى دشمن نزديك پرداخت و آن گاه سراغ