در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٣ - طرز مبارزه با دشمنان دوست نما
كردن آنها مبارزه نمود و آنى ساكت ننشست و هرگز شايسته نيست جمله «الباطل يموت بترك ذكره; اهل باطل با فراموش كردن و بى اعتنايى از ميان مى روند» سند خاموشى و بى عنايتى گردد. دشمنى به اين گونه، به سان بيمارى ناشناخته اى است كه اگر پيش گيرى به عمل نيايد مانند سرطان در تمام بدن ريشه مى دواند.
در اين لحظه هرگز خونسردى و مسامحه جايز نيست; زيرا نتيجه مسامحه، توسعه و سرايت است و گاهى گسترش به حدّى مى رسد كه ديگر قابل جلوگيرى نمى شود.
رسول خدا با حزب منافق در آغاز كار از همين طريق وارد شد. از طرف خدا فرمان آمد كه(يا أَيُّهَا النَّبِىُّ جاهِدِ الْكُفّارَ وَالْمُنافِقينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ): «با كافران و منافقان به شدت مبارزه كن و با آنها از طريق خشونت رفتار نما»، مسجدى را كه منافقان در چند كيلومترى «مدينه» به منظور مركز حزب ساخته بودند، ويران و با خاك يك سان نمود ـ چنان كه شرح اين قسمت در تفسير آيه هاى ١٠٧ـ١٠٨، مى آيد. دستور داد با عده اى از منافقان مهم و مؤثر، كه از جهاد سرباز زده بودند، قطع ارتباط شود، چنان كه در تفسير آيه (١١٨) مشروح اين قسمت بيان خواهد شد.
جناياتى كه به دست عمال اين گروه بر اسلام و مسلمانان وارد شده بود، با سوره توبه و سوره منافقون آشكار گرديد. سرانجام همه مسلمانان فهميدند كه آنان يك مشت مردم بلهوس واخلالگرند كه جز افساد و به هم زدن اوضاع هدف ديگرى ندارند. تا اين لحظه، برنامه، برنامه شدت و غلظت بود، ولى وقتى كه دشمن معرفى و رسوا شد برنامه و طريق ديگرى پيش مى آيد و آن همان بى اعتنايى و بى ارزش شمردن طرف، در محافل بزرگ و رسمى و سخن به ميان نياوردن از او و موجوديتى براى او قائل نشدن است.
در آيه ٩٥همين دستور را به پيامبر مى دهد و مى فرمايد: اى رسول خدا، از