در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٦ - خوش بينى
تصديق مى نمايد(و علناً به تكذيب آنها برنمى خيزد)»، در صورتى كه مى داند آنها در برخى از موارد خلاف مى گويند ولى پرده آنها را نمى درد و با تمايلى ظاهرى گفتارشان را صحيح مى شمرد و اين طرز رفتار به نفع عموم مؤمنان حتى شما منافقان است و گرنه مى توانست سخن شما را نپذيرد و به تنبيه و مؤاخذه شما بپردازد.[١]
سپس به جهت اين كه براى مؤمنان واقعى امتيازى قائل گردد، كه منافقان از آن بى بهره اند جمله سوم را فرموده است.
٣.(وَ رَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ): «به افراد با ايمان واقعى رحمت الهى است». اين جمله منافات ندارد كه حضرتش براى عموم جهانيان رحمت است; چنان كه قرآن مى گويد:(وَمَا أَرْسَلْناكَ إِلاّ رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ)[٢]: «تو را به عموم عالميان پيامبر رحمت فرستاده ايم»، زيرا منظور از رحمت بودن او به عموم جهانيان اين است كه تمام بشر استعداد آن را دارند كه از وجود او بهره اى ببرند، ولى فعليت اين بهره بردارى مخصوص به گروه مؤمن واقعى است و منافقان از آن بى بهره اند.
از آيه شصت و چهارم، استفاده مى شود كه منافقان گروهى مردد بودند، نه منكر و در نبوت پيامبر شك و حالت تردذيد داشتند; از اين نظر مى فرمايد مى ترسند و احتمال مى دهند كه سوره اى نازل گردد و راز آنها را فاش كند.
آيه شصت و پنجم، اشاره به توطئه اى است كه منافقان براى قتل پيامبر هنگام مراجعت از جنگ «تبوك» چيده بودند و مى خواستند كه در «عقبه»، شتر حضرت را
[١] مفسران مى گويند: علت اين كه لفظ ايمان را در جمله اول با «باء» و در دومى با «لام» استعمال كرده است براى اين است كه، ايمان او به خدا با ايمان او به گفته همه مؤمنان فرق دارد: ايمان او به خدا يك ايمان جدى و واقعى خلل ناپذير است و ايمان او به مؤمنان، ايمان ظاهرى است كه به نفع مؤمنان است و تصديق جدى به اين كه گفته، مطابق واقع است، در صورتى انجام مى گيرد كه تحقيق كند وحقيقت روشن گردد. [٢] انبياء(٢١) آيه ١٠٧.