در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٣ - شأن نزول اين دو آيه
هزينه جنگ تبوك به كار ببرد. ابوعقيل انصارى، كارگر روزمزدى بود كه فقط دو من خرما در اختيار داشت. نصف آن را در اختيار فرزندان خود گذارد و نصف ديگر آن را به مركز تداركاتى ارتش اسلام تقدم نمود، برخى از منافقان او را مسخره نمودند.
با اين كوشش و جد و جهد، مورخان نمونه غذاهاى آنها را چنين مى نويسند:«وكان زادهم الشعير المسوس، والتمر الزهيد، والإهالة السخنة; مواد غذايى آنها عبارت بود از: جوهاى كرم زده، خرماهاى نامرغوب و روغن هاى گداخته شده». و مركب آنها، از سه هزار تجاوز نمى كرد; يعنى براى هر ده نفر يك مركب بيش نبود، از اين جهت برخى نام اين غزوه را «جيش العسرة» ناميده اند; يعنى جهادى كه در طريق آن سربازان بيش از حد مشقت و ناراحتى داشتند.
آرى، هرگاه آن فداكارى ها و جان بازى ها نبود، هرگز موفق نمى شدند در اندك مدتى قسمت مهم مناطق آباد آن روز را زير پرچم اسلام درآورند. فداكارى هاى مسلمانان صدر اسلام در فصول تاريخ ضبط است و مطالعه اوراق و صفحات تاريخ درخشان اين گروه فداكار، انسان را متحيّر مى سازد و علل پيشرفت گروهى را كه روزى دنباله رو قافله تمدن بودند و بعد قافله سالار كاروان تمدن و سيادت شدند، در همين زمينه ها بايد جست.
تعاليم عالى اسلام چنان اين افراد برهنه و گرسنه را متفق و متحد و برابر و برادر ساخت كه همه چيز حتى جان خود را فداى هدف مى نمودند و آرزويى جز نشر آيين اسلام و دفاع از مركز توحيد نداشتند.
ناگفته پيداست، گروه ترسو و سست و تنبل، علاوه بر اين كه نمى تواند يك گام فراتر ننهد، مرور زمان وحوادث روزگار، طومار زندگى و استقلال و سيادت آنها را درهم مى پيچيد.
پيامبر اكرم، پيشواى بزرگ اسلام با خود اندشيد كه اگر به استقبال دشمن نرود