تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٦٨ - حكومت عادله ناظر بر ارادهى جامعه
كه اگر حتى عقلمان هم به آنها مىرسيد بخاطر اميال و خواسته هايمان با آن عمل نمىكرديم. لذا در اينجا نياز است كه خداوند به وسيله پيامبران براى ما مقررات بياورند و اگر هم نخواستيم زير بار برويم به گردن ما بيندازند. خداوند در آيه ٧٢ سورهى احزاب مىفرمايد: (إِنّٰا عَرَضْنَا اَلْأَمٰانَةَ عَلَى اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اَلْجِبٰالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهٰا وَ أَشْفَقْنَ مِنْهٰا وَ حَمَلَهَا اَلْإِنْسٰانُ إِنَّهُ كٰانَ ظَلُوماً جَهُولاً) ما امانت خود را بر آسمان و زمين و كوهها عرضه داشتيم ولى آنها از تحمل آن ابا كردند و از قبول اين امانت ترسيدند ولى انسان اين امانت را حمل كرد. به قول حافظ شيرازى:
آسمان بار امانت نتوانست كشيد
قرعهى فال به نام من ديوانه زدند
در تفسير اين كه اين امانت چيست، روايت دارد كه اين امانت همان دين است آنگاه بحسب ظاهر اين ايراد گرفته مىشود كه در پايان آيه، ذكر گرديد «إِنَّهُ كٰانَ ظَلُوماً جَهُولاً» اين انسان خيلى ظالم و خيلى جاهل است، امانتى را كه آسمان و زمين و كوه نتوانستند قبول كنند، انسان قبول كرد كه ظالم و جهول است اگر ما ظلوم و جهول نبوديم در حفظ امانت دين و عمل به آن،[١] يعنى مانند درخت بوديم كه مقررات را بهطور اتوماتيك و خودكار عمل مىكند، نياز به حكومت نداشتيم يا بر عكس اگر درختان هم مانند ما بودند محتاج حكومت مىشدند. البته قسمتى از زندگى ما مانند درختان است. زمانى جزء خاك بوديم كم كم نبات شديم و از راه غذا نطفهى پدر شديم و بعد در رحم مادر قرار گرفتيم و
[١]. از تفاسير قرآن استفاده مىشود انسان در پذيرش امانت دين و عقل ظالم و جاهل نبود بلكه در انجام وظيفه و عمل به خواسته دين و عقل ظلوم و جهول است.