تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٣١٦ - زندگى اجتماعى چيست؟
اين منبع طبيعى را شناخت و آن را بدست آورد چقدر نزاع و كشمكش در دنيا بر سر اين ماده روى داده است و در اثر اين جدالها چقدر احتياجات انسان اضافه شده است بنابراين با اين همه احتياجات مختلف كه انسان براى ادامه زندگى خود دارد و به تنهائى هم قادر به رفع آن نيست بايد به صورت اجتماعى زندگى كند. هر كسى بايد يكى از احتياجات را بر آورد و رفع نمايد تا انسان قادر به ادامه زندگى خود باشد.
اجتماعى بودن انسان
بايد همه كار و تلاش كنند و از نتيجه كار و تلاش همه، زندگى اجتماع اداره شود. يكى نجار يكى بقال، يكى آشپز، يكى نانوا و يكى كارگر است. همه كار مىكنند و از كار آنها زندگى تأمين و اداره مىشود. اين معناى زندگى اجتماعى است. به قول معروف، «اَلْاَِنْسان مَدَنِىٍ بِالَّطبْع» يعنى: انسان برحسب طبعش اجتماعى و شهرى است و اجتماعى بودن را به زور گردن او نگذاشتهاند بلكه طبيعت او چنين اقتضاء مىكند. به نظر علماء بعضى از كارها قَسر است يعنى: بر خلاف طبع و ميل انسان است، مثل اين كه سنگى را از پايين به طرف بالا ببريم در اينصورت طبيعت سنگ مقسور شده است يعنى تحت جبر در آمده است ولى اگر سنگ را از بالا رها كنيم و به طرف پائين بيندازيم بر حسب طبع اوست و طبع سنگ مايل است كه به پائين سقوط كند اجتماعى زندگى كردن انسان بالطبيعه است و به زور نيست. يك اجتماع براى ادامه زندگى خود، هم به توليد نياز دارد و هم به خدمات. لذا بايستى در يك اجتماع هم كارهاى توليدى مانند كشاورزى و غيره باشد و هم كارهاى خدماتى مانند قضاوت و حفظ امنيت. نيروهائى بايد عهدهدار امنيت جامعه باشند تا در سايه اين امنيت و جوِ سالمِ ايجاد شده، ساير امور و كارها به نحو احسن انجام شود.