تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٥٨ - جهات پنجگانه محدوديت خواستهها و آزادى
پس از گوش دادن چرتمان مىبرد اينها همه محدوديت است. اما اين نوع محدوديتها همه از درون وجود ماست.
٢. نوع ديگر از محدوديتها به نام و مقررات است كه خارج از وجود ماست، مثلاً فرض كنيم ما مىتوانيم بالاى يك كوه برويم و از ديدن مناظر اطراف كوه لذت ببريم. امّا راه رفتن ما بالاى كوه محدوديت دارد و سر راه ما دره وجود دارد، اگر بخواهيم روى كوه راه برويم جائى مىرسيم كه اگر يك قدم ديگر برداريم به قعر دره سقوط مىكنيم حال اگر يك نفر به ما بگويد فلانى جلوتر نرو كه پرت مىشوى آيا مىتوان گفت كه اين شخص مىخواهد آزادى ما را سلب كند و به قول سعدى:
چاه است و راه و ديدهى بينا و آفتاب
تا آدمى نگاه كند پيش پاى خويش
چندين چراغ دارد و بيراهه مىرود
بگذار تا بيفتد و بيند سزاى خويش
اگر ما بدون برنامه و طرح بهطرفى حركت كنيم و يك نفر به ما طرح بدهد و بگويد فلانى اين راه كه تو دارى مىروى بن بست است بيشتر از اين نرو نبايد ناراحت شويم چون ما جزو اين دنيا هستيم و اين دنيا هم كوه و دره و پرتگاه دارد و جسم ما هم چدن نيست و گوشت و پوست و استخوان هستيم و اگر از جائى سقوط كنيم از بين مىرويم. پس بايد برنامه داشته باشيم و اين برنامه مانند يك تابلو راهنمائى ما را هدايت كند و يا درجائى جلو عبور ما را سد نمايد. اين نيز يك نوع محدوديت است كه در خارج از وجود ما قرار دارد.
٣. جهت سوم از محدوديت از ناحيه اجتماع است، كه انشاءالله درآينده توضيح داده خواهد شد. اكنون در پايان حديثى اخلاقى گفته مىشود:
«قَالَ