تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٣٢ - برترى جوئى فرعون
بوده افراد مىتوانند، مثلاً به عنوان اين كه ما كاخ مجلل داريم، در جامعه مال و مقام پيدا نموده و بر مردم حكومت نمايند، مالى را كه حتى از خود فرد هم نيست و از جامعه است كه او چپاول نموده زينت خود قرار داده و براى خود كاخ مىسازد و تازه از مردم هم متوقع باشد. فرعون قومش را خفيف مىداشت و آنها را وادار كرد كه از امر او اطاعت كنند. تاريخ نشان مىدهد از اول دنيا تاكنون اينجور رسمها بوده است كه: عدهاى به نام پادشاه، سلطان، قيصر يا فرعون بر سر مردم مسلّط بودهاند و جامعه را در راه هوسهاى خود بهكار مىگرفتهاند. مىخواستند اراده خودشان را برجامعه تحميل كنند ولى همين قدر كه مردم آگاه و بينا شدند (آنطور كه از قرآن استفاده مىشود انبياء عامل آگاه شدن جوامع بودهاند) به اين فكر افتادند كه آنها هم اراده دارند. اگر شخصى به نام قيصر يا فرعون يا كسرى داراى ارادهاند و همچنان كه آنها جماد و سنگ نيستند ما هم انسانيم ما كار خانه نيستيم چرا بايد اراده يك شخص بر ارادههاى ما مسلط باشد. چهل يا چهل و پنج ميليون ايرانى قبل از انقلاب اسلامى در اثر راهنمائيها و رهبرىهاى امام بزرگوار و علماى مجاهد كه مبلّغ تعاليم پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بودند به اين نتيجه رسيدند كه چرا بايد يك نفر با تكيه بر پول و زور بر ما مسلّط باشد، بر فرض كه پولها هم از خودش باشد و از عرق جبين و كد يمين خودش هم بدست آمده باشد، گرچه همه مىدانستند اين ثروتها متعلق به آحاد ملت بوده است چرا بايد ارادهى او بر جامعه حاكم باشد. اين فكر در جامعه ما پيدا شد. در تاريخ مشروطيت مىنويسند فكر حكومت مردم بر مردم ابتدا در فرانسه پيدا شد و گفتند كه سلطنت بايد مشروطه باشد. اين فكر در جامعه رشد كرد و نهضتها و جنبشهاى آزادى خواهانه پيدا شدند. از آنجائى كه افراد جامعه داراى اراده هستند و جماد نيستند و درخت نيستند و انسانند و فكر دارند بايد مقدرات خويش را خودشان در دست بگيرند و سرنوشت