تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ١٥٨ - ورود حضرت موسى عليه السلام به مدين و آشنائى با حضرت شعيب عليه السلام
مىشود: (قٰالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ اَلْقَوْمِ اَلظّٰالِمِينَ)[١] با خدا مناجات مىكند مىگويد: خدايا مرا از دست اين قوم ستمگر نجات بده و همينطور مىرفت تا به شهر مدين رسيد يعنى جائى كه حضرت شعيب پيغمبر زندگى مىكرد.
(وَ لَمّٰا تَوَجَّهَ تِلْقٰاءَ مَدْيَنَ قٰالَ عَسىٰ رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي سَوٰاءَ اَلسَّبِيلِ)[٢] و هنگامى كه به سوى مدين روى آورد گفت: اميد است پروردگار من مرا به راه راست در موقع گرفتارىهايم رهبريم كند.
امام زين العابدين عليه السلام در دعاى مكارم اخلاق مىفرمايد:
«و اجْعَلْنِي أَصُولُ بِكَ عِنْدَ الضَّرُورَةِ، وَ أَسْأَلُكَ عِنْدَ الْحَاجَةِ، وَ أَتَضَرَّعُ إِلَيْكَ عِنْدَ الْمَسْكَنَة؛[٣] خدايا مرا اينجور قرار بده كه در موقع گرفتارى به تو پناه آوردم و هنگام نياز از تو در خواست كنم و وقت احتياج از تو مسئلت نمايم».
ورود حضرت موسى عليه السلام به مدين و آشنائى با حضرت شعيب عليه السلام
دنباله داستان حضرت موسى عليه السلام چنين است كه وقتى ايشان به نزديكى شهر مدين مىرسد، براى رفع خستگى در جائى استراحت مىكند، مىبيند چاه آبى است و مردم گوسفندان خود را براى آب دادن برسر اين چاه مىآورند و دو دختر
[١]. قصص/ ٢١.
[٢]. صحيفه سجاديه، دعاى ٢٠ و آخر مفاتيح الجنان، دعاى مكارم الاخلاق.
[٣]. همان.