تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ١٢٣ - آفت غرور و رفيق مغرور
فرض كنيم ما يك چراغ نفت سوز را روشن مىكنيم و وسط سالن قرار مىدهيم و بر طبق اسبابى كه فراهم كردهايم؛ چراغى بوده و نفتى داخل آن است و بوسيله كبريت فتيله آن را روشن كردهايم و بطور معمول بايستى ده ساعت روشن باشد ولى چون مقابل درب گذاشته شده، سر چهار ساعت هوا طوفانى شده و درب را باز مىكند و چراغ خاموش مىشود بنابراين نتيجه عوض شد: بر طبق اسباب اولى چراغ بايد ده ساعت روشن باشد. اما اگر اسباب ديگر را در نظر بگيريم بيش از چهارساعت روشن نيست. قسمت دوّم اسباب از نظرما غايب بود ولى اگر كسى هر دو قسمت را مىدانست گرچه اين چراغ اقتضايش ده ساعت روشن بودن است ولى مىگويد چهار ساعت بيشتر روشن نيست. اسباب دوّمىآمد و اسباب اوّلى را خنثى كرد. جريان عالم هم اينطور است كه اسبابى فراهم مىشود و يك اسبابى هم خلافش پيدا مىشود و ما مىگوييم هر دوى آن تنظيمش بدست خداوند است.
آفت غرور و رفيق مغرور
ملاى رومى:
از سبب سازيش من سودائيم
وز سبب سوزيش سوفسطائيم
انسان حيران مىشود كه عاقبت كار چه مىشود ولى بهر حال نبايد چشم ما يك روزه بين باشد اگر اسبابى فراهم است (و بر وفق مراد ماست) غرور ما را نگيرد كه فكر كنيم همين جور است كه هست و غير از اين نمىشود شايد خداوند نخواهد و از راهى كه ما نمىدانيم يك جاى آن را خراب كند. در اين مورد خداوند در سوره كهف داستان دو رفيق را نقل مىكند كه يكى از آنها ملك و اولاد و