تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ١١٤ - به فرزندى گرفتن موسى عليه السلام
بيرون آمد و صبح كرد قلب مادر موسى عليه السلام در حالىكه فارغ بود و اگر خداوند دلش را محكم نگه نمىداشت آن زن نزديك بود كه وضعش را ظاهر و آشكار كند.
(لِتَكُونَ مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ)؛ «دلش را محكم كرديم تا باشد از مؤمنين».
اكنون اين بچه كه در دربار فرعون جاى گرفته است شير مىخواهد، مادر موسى خواهر موسى عليه السلام را فرستاد تا به ببيند چه مىشود و فرعونيان دنبال كسى مىگشتند تا به اين بچه شير بدهد و همينطور كه آيات قرآن ذكر مىكند، هر زنى را آوردند اين بچه پستان آن زن را نگرفت، خواهر موسى كه براى كسب خبر از حال برادرش آنجا بود گفت: من زن مهربانى را سراغ دارم ممكن است او را شير بدهد و به اين ترتيب همان طور كه خداوند وعده فرموده بود بچه را پيش مادرش برگرداند: (وَ قٰالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ) مادر موسى به خواهر موسى گفت: كه دنبال او برو (فَبَصُرَتْ بِهِ عَنْ جُنُبٍ وَ هُمْ لاٰ يَشْعُرُونَ)[١] خواهر موسى اين بچه را از آن كناره مىديد و آنها متوجه نبودند (وَ حَرَّمْنٰا عَلَيْهِ اَلْمَرٰاضِعَ مِنْ قَبْلُ)[٢] ما مرضعهها (زنان شيرده) را بر اين بچه حرام كرديم. (فَقٰالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلىٰ أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَ هُمْ لَهُ نٰاصِحُونَ)[٣] خواهر موسى عليه السلام كه آنجا بود گفت مىخواهيد شما را راهنمايى كنم به يك خانوادهاى كه اين بچه را سرپرستى كنند براى شما و خيرش را هم بخواهند و آنها قبول كردند. (فَرَدَدْنٰاهُ إِلىٰ أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهٰا وَ لاٰ تَحْزَنَ وَ لِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ
[١]. قصص/ ١١.
[٢]. همان/ ١٢.
[٣]. همان/ ١٢.