تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ١١٢ - به فرزندى گرفتن موسى عليه السلام
از آيه (وَ أَوْحَيْنٰا إِلىٰ أُمِّ مُوسىٰ) معلوم مىشود كه ممكن است از ناحيه خداوند به بندهاى وحى شود كه مربوط به نبوت نباشد. يك قسمت از وحىهاى الهى، مربوط به نبوت است كه اين وحى به انبياء الهى مىشود و قسمتى ديگر از وحى الهى به بندگان در غير مسأله نبوت است مانند همين دستورى كه خداوند به مادر موسى از طريق وحى ابلاغ مىكند (وَ أَوْحَيْنٰا إِلىٰ أُمِّ مُوسىٰ أَنْ أَرْضِعِيهِ) ما به مادر موسى وحى كرديم تو اين بچه را شير بده و هنگامىكه ترسيدى او را به دريا بينداز. نه خوف داشته باش و نه غصهدار باش.
(إِنّٰا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جٰاعِلُوهُ مِنَ اَلْمُرْسَلِينَ) ما او را به سوى تو بر مىگردانيم و او را از انبياء قرار مىدهيم. مطابق بعضى از آيات ديگر قرآن، مادر موسى هم اين كار را كرد و او را در صندوقى گذاشت و به دريا انداخت.
(فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَ حَزَناً إِنَّ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ جُنُودَهُمٰا كٰانُوا خٰاطِئِينَ)[١] التقاط يعنى اينكه يك بچه بىسرپرست باشد و او را بگيرند تا سرپرستى كنند. آل فرعون اين بچه را از دريا گرفتند و زن فرعون وقتى چشمش به اين بچه افتاد به او محبت پيدا كرد و از فرعون درخواست نمود كه او را نكشيد از آنجائى كه خداوند مىخواست و اراده داشت دشمنشان را بدست خودشان بزرگ كردند، او را سرپرستى كردند تا ناخواسته دشمن آنها و سبب غم و غصه آنها باشد.
[١]. قصص/ ٨.