ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٠١ - شرح
(امنه): امنيت، آسايش
[ترجمه]
«اين است آنچه بنده خدا على بن ابي طالب فرمانرواى مؤمنان در باره دارايى خود، دستور داده است براى جلب رضايت و خشنودى خداوند كه او را داخل بهشت كند و آسودگى و امنيت به وى عطا فرمايد، (قسمت ديگر از اين وصيتنامه اين است) و حسن بن على به اين امر قيام كند: از آن مطابق دستور و، وجه پسنديده بخورد و ببخشد، پس اگر براى حسن پيش آمدى كند، در زنده بودن حسين، (ع) او پس از حسن به انجام امور قيام كند و راه درست را برود و پسران فاطمه (ع) آن اندازه سهم از اين مال دارند كه براى پسران على است و اين كه تصدى اين كار را به دو پسر فاطمه واگذاشتم به منظور به دست آوردن خشنودى خداوند و تقرب به پيغمبر اكرم و پاس احترام او، و شرافت خويشاوندى با او مىباشد و بر كسى كه متصدى اين امر شده لازم است كه اصل مال را چنان كه هست باقى بگذارد و در آمد و ثمره آن را مطابق دستور مصرف كند، و نبايد نهالى از نهالهاى درخت خرماى اين روستاها را بفروشد تا حدى كه بر اثر رشد و زيادى درختها، زمينش كاملا شكل بگيرد و پوشيده از نخل شود و هر يك از كنيزانم كه با او همبستر شدم و فرزندى دارد يا باردار است كنيز به همان فرزندش واگذار مىشود و بهره اوست، و اگر فرزندش بميرد و خود زنده باشد آزاد است بند بردگى از گردنش برداشته شود و آزادى فرزند موجب آزادى مادر شود.»
[شرح]
(٥٨١٠٩- ٥٨٠٥٦) مرحوم سيد رضى مىگويد اين كه امام در اين وصيت مىفرمايد: ان لا يبيع من نخيلها، ودية، و ديه به معناى نهال خرماست و جمعش ودى مىباشد و جمله حتى تشكل ارضها غراسا در نهايت فصاحت است و مقصود آن است كه آن چنان رويش نخلها در زمين زياد شود كه بيننده آن را غير از آنچه كه شناخته بوده ببيند و امر بر او اشتباه شود مىپندارد كه اين زمين غير آن زمين است.