ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٢٥ - شرح
است زيرا روايت شده است كه وقتى على (ع) در مقابل دشمنان قرار گرفت فريادى چنان هول انگيز سر داد كه همه ترسيدند و ذو الثديه از شدت ترس فرار كرد و ناپديد شد تا بالاخره جسدش را در ميان آن گودال يافتند، بعضى ديگر از شارحان احتمال دادهاند كه مقصود از شيطان همان ابليس مشهور است چنان كه در خطبه اول شرح كرديم، كه همان قوه و هميّه است و به خاطر مشابهت لفظ ردهه را كه حفرهاى در دامنه كوه است به منظور استعاره از قسمت ميانى دماغ كه جايگاه قوه مذكور است، آورده و گاهى در اصطلاح اهل تجريد و معنويت از دماغ و قواى آن تعبير به جبل و از شياطين گاهى به جن و گاهى به ملائكه مىشود و چون پيامبران و اولياى خدا بعضى اوقات امور معنوى و حقايق مجرد از ماده از قبيل فرشتگان، جن و شياطين را با كمك نيرويى كه بر ايشان حاصل شده، به صورت محسوس در مىيابند- كه اين مطلب در مقدمات كتاب بيان شده و در آينده نيز به آن اشاره خواهيم كرد- بنا بر اين مىتوان گفت كه امام (ع) شيطان واقعى را با صورت محسوس كه داراى قفسه سينه و قلب بوده، مشاهده كرده و چون داراى مقام عصمت بود پيروزى بر شيطان و رانده شدن و بيچارگى وى را مشاهده مىكرد لذا از پيشگاه خداوند توانا صيحه عذاب آورى را مىشنيد كه بر شيطان وارد شده و در اثر آن صداى ضربان قلب و حركتهاى سينه وى را شنيد همچنان كه نالههاى او را مىشنيد كه بقيه سخنان حضرت حكايت از اين معنا دارد.
(٤٥٧٣٩- ٤٥٧٣٤) منظور امام از بقيه اهل بغى معاويه و واماندگان از لشكر شامند در مقابل جنگ با آن حضرت كه فريبكارى را پيشه كردند و آن حكميّت خائنانه را بر قرار ساختند و اين كه فرمود اگر خدا رخصت دهد كه به جانب آنها برگردد بر آنان غلبه خواهد كرد و زندگيشان واژگونه مىشود، از باب اطمينان به وعدهاى بود كه خداى سبحان بطور كلى داده است كه هر كس مورد تجاوز و ستم واقع