ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٢٣ - شرح
طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى [١]» و اما سنت كه آن هم در حقيقت فرمان خداست، اين است كه پيامبر فرمود يا على بزودى پس از من با اين سه گروه خواهى جنگيد: ناكثين، قاسطين و مارقين، ناكثين اهل جنگ جمل بودند، زيرا بيعتى را كه با حضرت بسته بودند شكستند و قاسطين يعنى متجاوزان و ستمگران اهل شام، پيروان معاويه و حاضر شدگان در جنگ صفين بودند، و مارقين هم شامل خوارج نهروان مىشود بايد توجه داشت كه بر هر سه گروه ستمكارى صدق مىكند و همچنين قاسطين چون همهشان از صراط مستقيم عدالت بيرون شده و به ظلم و جور، رو آورده بودند.
و ليكن اين كه هر گروه را به اسمى نامگذارى كردهاند، صرفا عرف و اصطلاح شرعى مىباشد و اما دليل نامگذارى خوارج به مارقين گفتار پيامبر اكرم است كه در باره ذو الثّديه فرمود: از اصل و نسب اين مرد، قومى برمىخيزند كه از دين خارج مىشوند چنان كه تير از هدف انحراف مىيابد و ما اين حديث را در گذشته ذكر كردهايم.
واژه ضئضئ، به معناى اصل و ريشه است. و اين مطلب كه خبر از آينده است از علامتهاى پيامبرى رسول خدا مىباشد، و اين كه امام (ع) مىفرمايد: با قاسطين جنگيدم و مارقين را شكست دادم اين سخن دليل بر آن است كه اين خطبه در آخر خلافت وى و پس از جنگهاى صفين و نهروان ايراد شده است.
(٤٥٧٣٣- ٤٥٧٢٠) مراد حضرت از شيطان ردهه همان ذو الثديه است كه از خوارج مىباشد، زيرا در حديث وارد است كه پيغمبر اكرم در مورد او فرمود: شيطان در چاله افتاده،
[١] سوره حجرات (٤٩) قسمتى از آيه (٨) يعنى: ... و اگر يكى از دو طايفه بر ديگرى ستم كند پس با آن كه ستم مىكند بجنگيد تا بازگشت به فرمان خدا كند.