ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٣٦ - فلعمر الله بلاء،
را ياراى مخالفت و مقاومت جدى نمىباشد. واژههاى حومه، حلقه، عرصه و جوله، كنايه از دنياست، زيرا دنيا محل خوارى و سخت گذشتن بر آنها و ميدان گرفتارى و جايگاه مرگ آنان مىباشد و پس از معرفى شيطان و بيان دشمنيهاى وى پيروان خود را بر حذر مىدارد كه در خطّ او قرار نگيرند و به اين منظور آنان را فرمان مىدهد كه دلهايشان را از آلودگيهاى كبر و خود بينى و كينه جوييهاى جاهليت پاك سازند، و كلمه نيران را به منظور استعاره از شعله سوزان حرارت خشم آورده است كه كبر و عصبيت، هم از آن برمىخيزد و منشأ و سرآغاز حرارت غضب هم، قلب مىباشد و براى ترشيح استعاره ياد شده به ذكر كلمه (اطفاء) خاموش كردن پرداخته است و نيز مىتوانيم نيران را به حميّت معنا كنيم چنان كه از عبارت و انما تلك الحميه، اين مطلب فهميده مىشود و روشن است كه حميّت و عصبيت باطل از خاطرههاى قلبى شيطانى است كه در دلهاى پيروان خود مىدمد و خود بزرگ بينى است كه با وادار كردن انسان بر غلبه بر ديگران و انتقام گرفتن و به منظور جاه طلبى و رياست بر خلق، آن را در نفوس انسانها به وجود مىآورد و وسوسههايى است كه افراد را با آن به تباهى مىكشاند و رازهاى نهانى است كه براى گمراه كردن و تباه ساختن در انديشهها و افكار آنان مىاندازد، حضرت تمام اين امور را به شيطان نسبت داده است تا اين كه بيشتر مورد نفرت و كراهت انسانها واقع شود.
(٤٣٨٠٩- ٤٣٧٧١) پس از بيان دشمنيهاى ديرينه شيطان و بر حذر داشتن انسانها را كه در مسير او واقع نشوند، چند دستور اخلاقى به مردم مىدهد تا از دسترسى او در امان و دور باشند، نخست آنان را امر مىكند كه تواضع و فروتنى را پيشه كنند و از ذلت و خوارى ظاهر باكى نداشته باشند و براى اين كه بيشتر عزت و شرافت اين فضيلت اخلاقى را نشان دهد مىفرمايد: آن را همچون تاج افتخار بر سر نهيد و پيوسته اين خصلت پسنديده را شعار خود قرار دهيد، دستور دوم آن