ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٣٥ - فلعمر الله بلاء،
أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قالَ أَنَا خَيْرٌ»^ [١] و نيز در نسبت فرزندان آدم به سرزنش پرداخت و چنين اظهار كرد: «قالَ لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ» [٢] و با ذكر خمير مايه اصلى آنان كه گل و لاى گنديده است اشاره كرده به اين كه قدر و اعتبارى ندارد. سپس امام مىفرمايد لشكريانش را كه طرفداران باطلند به منظور جنگ با مؤمنان و يا وسوسه و گمراه كردن آنان بسيج كرده است و بر سر راه آنان راه حقى كه در مسير آن روانند قرار مىگيرد و آنان را از رفتن باز مىدارد، چنان كه قرآن نقل كرده است- كه گفت «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ» [٣] و اين مطلب اشاره به آن است كه هر گاه انسانها به سوى حق و راه ديانت توجه كنند او بر اثر وساوس خود ايشان را منحرف و به طرف باطل مىكشاند و به اين منظور از هر جانب آدمى را در احاطه خود قرار مىدهد چنان كه در آيه بعد مىگويد: «ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ» [٤] و به كمك لشكريان خود دشمنان خدا و دين را وادار مىكند، كه آنان را به هلاكت برسانند، و اگر لشكريان شيطان را مخالفان آن حضرت و گمراهان از آدميان بدانيم، معناى بستن راه و دنباله عبارات اين خواهد بود كه اين گروه مردم را از اقامه حدود الهى و ثابت ماندن در راه خدا باز مىدارند، و به دام هلاكت مىاندازند و قتل و كشتار و آزار و اذيت آنان را به نهايت مىرسانند و بديهى است موقعى كه شيطان و همدستانش بر مردم چيره شدند هر كار بخواهند انجام مىدهند و كسى
[١] سوره اعراف (٧) آخر آيه (١١) يعنى: من از او بهترم، زيرا مرا از آتش آفريدى و، وى را از گل.
[٢] سوره حجر (١٥) آيه (٣٣)، يعنى: هرگز چنين نيست كه سجده كنم در برابر بشرى كه او را از گل و لاى كهنه خلق كردهاى.
[٣] سوره اعراف (٧) آيه (١٥)، يعنى: راه مستقيم تو را بر روى آنان خواهم بست.
[٤] سوره اعراف (٧) آيه (١٦)، يعنى: آن گاه از پيش رو، و از پشت سر و چپ و راست آنان در مىآيم ...