ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٣٤ - فلعمر الله بلاء،
ب- احتمال دوم آن كه آنان را به سوى آتش مىكشاند، شيطان و پيروان وسوسهگر او (از جنّ و انس) مىباشد.
(٤٣٦٩٥- ٤٣٦٧٢)
فاصبح اعظم فى دينكم ... حرجا،
امام (ع) پس از آن كه با توجه به جمله و دلف بجنوده ... لكم اصحاب خود را از وساوس شيطان و لشكريانش بر حذر داشت. در اين جمله به موقعيت خود شيطان پرداخته و مىفرمايد: بنا بر اين شيطان براى به تباهى كشاندن دين شما از همه دشمنانتان بزرگتر است. و در اين عبارت حضرت (ع) از معناى فساد و تباهى كه امرى عقلى است تعبير به جراحت فرموده است زيرا جراحت هم خود، فسادى است كه در عضو يافت مىشود و از وسوسههاى شيطانى تعبير به آتش زنه و ذرات آتش فرموده است، زيرا همچنان كه ذرات آتش در هر چه افتاد آن را تباه مىسازد، وساوس شيطانى هم با ايجاد كينه و دشمنى كه باعث اختلاف و از هم پاشيدگى جامعه مىشود، عظمت آن را از بين مىبرد و هستى افراد را به آتش فنا و نيستى مىكشاند، حضرت در اين عبارت شيطان را در تباه كردن دين و دنياى انسانها از هر دشمنى كه در برابر آنان ايستاده است دشمنتر دانسته است، به دليل اين كه وسوسههاى او ريشه هر فساد و اساس و پايه تمام تباهيها و زيانهايى است كه از ناحيه دشمنان براى انسان به وجود مىآيد. پس از بيان اين خصوصيات، مردم را دستور مىدهد كه خود را عليه او آماده سازند و براى دفع وى حاضر شوند و كوشش كنند تا خويشتن را از فتنه و آشوبش نجات دهند و او را از سر راه خود بردارند.
(٤٣٧٧٠- ٤٣٦٩٦)
فلعمر اللَّه ... بلاء،
در اين جا حضرت بار ديگر دشمنى ابليس را براى مردم متذكر مىشود تا بيشتر از او بر حذر باشند و يادآورى فرموده است كه يكى از نشانههاى دشمنى وى آن است كه بر اصل طينت و خمير مايه وجودى انسان فخر و مباهات كرد و خود را از وى برتر و بالاتر دانست و گفت: «قالَ ما مَنَعَكَ