ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٥٢ - زعموا صانع،
مدبّر به معناى كسى است كه بر سرانجام امور و مصالح آن كه همان مرحله قضاست، آگاهى كامل دارد، و قدر، امورى است كه بر طبق اين آگاهى انجام مىشود، همان طور كه در گذشته شرح داده شده است.
چنان كه متداول و معمول است امام (ع) پس از بيان دليلهايى بر اثبات وجود حق تعالى، منكران خدا را نفرين كرده و وعده عذاب الهى داده است و منظور از منكران، گروهى از عرب مىباشند كه مبدأ و معاد را انكار كرده و دهرى مذهب شدند و گفتند: روزگار است كه همه ما را نيست و نابود مىكند، و ما عقيده و مذهب آنها را ضمن شرح نخستين خطبه بطور مشروح بيان داشتهايم و اجمالا، ايشان كسانى هستند كه خداوند متعال در كتاب كريمش عقيدهشان را چنين معرّفى مىفرمايد: «وَ قالُوا ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا ...» [١]
(٤٠٧٥٢- ٤٠٧٤٢)
زعموا ... صانع،
در اين قسمت به اين موضوع اشاره شده است كه منكران خدا و قيامت به غلط و از روى اشتباه خود را همانند گياهان خودرو، دانسته و براى خويش صانعى قائل نيستند و در اين جمله تمثيل [٢] به كار رفته است كه اصل (مشبه به)، گياه و فرع (مشبه)، وجود خود آنها، مىباشد و حكم اين تمثيل يا نتيجه تشبيه، عبارت از توهم آنهاست كه آفرينندهاى ندارند، و جامع ميان اين دو، يا وجه شبه، ممكن است همان توارد مرگ و زندگى بر آنها باشد چنان
[١] سوره جاثيه (٤٥) بخشى از آيه (٢٣)، يعنى: ... زندگانى ما، جز همين نشأت دنيا و مرگ و حيات طبيعى، نيست و همين روزگار است كه ما را از بين مىبرد ...
[٢] تمثيل يكى از استدلالهاى منطقى است و داراى چهار ركن مىباشد: ١- اصل، جزء اوّل كه حكم آن مشخص است به تعبير ديگر مشبه به مثل خمر ٢- فرع، آنچه كه مىخواهيم حكمى برايش ثابت كنيم، يا مشبّه مثل كلمه نبيند ٣- جامع يا وجه شبه مثل مسكر بودن ٤- حكم، حالتى كه براى اصل ثابت است و مىخواهيم آن را براى فرع نيز ثابت كنيم.