فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٧٥ - پنجم - جواز توكيل در كفارات مالى و عدم جواز آن در كفارات بدنى
در كفارات بدنى صحيح نمىباشد؛ مگر از ميت. ٢٤٢- اگر كفاره دهنده كسى را براى اخراج كفاره از مال او وكيل نمايد، وكيل بايد در هنگام اخراج كفاره از مال او نيّت كند؛ و اگر خود كفاره دهنده كفاره را از مال خودش اخراج كند و به وكيل بدهد تا او آن را به فقراء برساند، در اين صورت خود موكّل بايد هنگام تحويل دادن آن به وكيل نيّت كند؛ و در تحقق نيت اين مقدار كافى است كه در دل بگذراند اين مال را كه به وكيلم مىدهم تا به فقير برساند كفاره است؛ و لازم نيست تفصيلًا بداند كه وكيل چه روزى و چه ساعتى و چه دقيقهاى آن را به فقير مىرساند.
٢٤٣- كفارات مالى حكم دَين را دارند، بنابر اين اگر كسى كه كفاره مالى بر ذمّه دارد از دنيا برود، واجب است آن را از اصل مالش خارج كنند؛ و اما كفارات بدنى، اداء آنها و اخراج هزينه آنها از تركه واجب نيست؛ و اگر ميت وصيت به آنها كرده باشد، هزينه آنها از ثلث داده مىشود.
٢٤٤- بنابر اقوى بر ولىّ ميت- پسر بزرگتر او- واجب است كفارات واجب بدنى ميت را انجام دهد، البته در صورتى كه تكليف روزه بر ميّت متعيّن بوده باشد؛ و چنانچه تكليف روزه بر او متعيّن نباشد- مثلًا كفاره واجب بر او كفاره مرتّبه بوده و قدرت بر آزاد نمودن برده و نيز قدرت بر روزه نداشته، در نتيجه اطعام بر او متعين شده باشد- در اين صورت بر ولىّ او انجام روزه واجب نيست؛ و اما اگر كفاره واجب بر او كفاره مخيّره بوده و او، هم مىتوانست روزه بگيرد و هم مىتوانست اطعام بدهد، در اين صورت چنانچه ممكن باشد كه هزينه اطعام را از تركه ميّت بردارند، بايد اطعام بدهند؛ و احتياط واجب آن است كه ولىّ او روزه او را هم انجام دهد.
٢٤٥- اگر كسى تبرّعاً به نيابت از ميت كفارات واجب او- اعمّ از كفارات مالى و كفارات بدنى- را انجام دهد اشكال ندارد، و چنانچه كفارهاى كه متبرع آن را انجام داده است از كفارات بدنى باشد، ولىّ ميت هم برىء الذمة مىگردد.
٢٤٦- در كفارات مالى با دادن قيمت تكليف ساقط نمىشود، نه در اطعام و نه در پوشاندن، بلكه كفاره دهنده ناگزير بايد در اطعام، يا طعام را به فقير بدهد يا طعام را به