فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٨ - چهارم - دروغ بستن به خدا يا يكى از پيغمبران يا جانشينان آنها
مخاطبى نداشته باشد يا به كسى دروغ بگويد كه معناى كلام او را نفهمد، ظاهراً روزهاش باطل نمىشود؛ هرچند احوط است كه قضاء آن روزه را بجا آورد.
١٤٠- در بطلان روزه به سبب دروغ بستن به خدا يا يكى از پيغمبران و يا جانشينان آنها فرقى نيست بين اينكه روزهدار آن دروغ را به كتابى از كتب اخبار نسبت بدهد يا خير، پس هرگاه روزهدار بداند خبرى دروغ است، جائز نيست آن را نقل نمايد، هرچند آن را به كتابى از كتب اخبار نسبت دهد؛ مگر اينكه ذكر آن خبر مجرد حكايت از كتاب باشد نه خبر دادن ازخداى تعالى يا پيغمبران يا جانشينان آنها، بلكه با ظنّ به كذب هم جائز نيست بطور جزم و قطع از آنها خبر دهد؛ مگر بطور نقل و حكايت.
١٤١- هرگاه كسى از روى هَزل- شوخى- حديثى را به دروغ نقل كند- به اين صورت كه از نقل آن قصد معنى نكند- هرچند اين عمل دور از ادب است ولى روزهاش باطل نمىشود.
١٤٢- اگر كسى احتمال بدهد كه مطلبى دروغ است و آن را به خدا يا پيغمبران يا جانشينان آنها نسبت بدهد، روزهاش باطل نمىشود.
١٤٣- دروغ بستن به فقهاء و رُوات احاديث حرام است، ولى روزه را باطل نمىكند؛ مگر اينكه آن دروغ طورى باشد كه به خدا يا پيغمبران يا جانشينان آنها برگردد.
١٤٤- اگر روزهدار در مقام تقيّه ناچار شود كه دروغى را به خدا يا پيغمبران يا جانشينان آنها نسبت دهد، روزهاش باطل نمىشود.
١٤٥- اگر روزهدار از روى سهو يا غفلت يا فراموشى يا جهل مركب دروغى را به خدا يا پيغمبران يا جانشينان آنها نسبت دهد، روزهاش باطل نمىشود.
١٤٦- اگر روزهدار خبرى را با اعتقاد به اينكه راست است از قول خدا يا يكى از پيغمبران يا جانشينان آنها نقل كند و بعد بفهمد آن خبر دروغ بوده است، روزهاش باطل نمىشود.
١٤٧- اگر كسى بداند دروغ بستن به خدا يا پيغمبران يا جانشينان آنها روزه را باطل مىكند و خبرى را كه مىداند دروغ است به خدا يا پيغمبران يا جانشينان آنها نسبت دهد