فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٢٤ - اول و دوم - فقير و مسكين
يا نه، يا معلوم باشد كه قبلًا غنى بوده است، در اين دو صورت چنانچه دو مرد عادل به فقير بودن او شهادت دهند يا از گفته خود او اطمينان به فقير بودنش پيدا شود، پرداخت زكات به او جائز است؛ اما اگر دو مرد عادل به فقير بودن او شهادت ندهند و از گفته خود او نيز اطمينان به فقير بودنش پيدا نشود، بنابر احتياط واجب نبايد به او زكات پرداخت شود.
١٧١- كسى كه از فقير طلبكار است، مىتواند طلب خود را بابت زكات حساب كند، به شرط اينكه آن فقير مال مورد طلب را در راه گناه صرف نكرده باشد، يا اگر در راه گناه صرف كرده است از آن گناه توبه كرده باشد.
١٧٢- اگر فقيرى كه دارايى او به اندازه قرضش نيست فوت كند، طلبكار مىتواند طلبى را كه از او دارد بابت زكات حساب كند؛ و اگر دارايى او به اندازه قرضش باشد و ورثه از اداء بدهى او امتناع كنند يا به جهت ديگر طلبكار نتواند طلب خود را بگيرد، طلبكار مىتواند طلب خود را بابت زكات حساب نمايد.
١٧٣- كسى كه چيزى بابت زكات به فقير مىدهد، لازم نيست به او بگويد كه زكات است؛ بلكه اگر فقير خجالت بكشد، مستحب است مال را به قصد زكات ولى به اسم هديه به او بدهد، و زكات بودنش را اظهار ننمايد؛ حتى اگر مصلحت مقتضى باشد كه تصريح كند آن مال زكات نيست اشكال ندارد.
١٧٤- اگر زكات دهنده به كسى زكات بدهد به خيال اينكه فقير است، و بعد بفهمد كه آن شخص فقير نبوده است، يا از روى ندانستن مسأله به كسى كه مىداند فقير نيست زكات بدهد، يا با اينكه مىداند پرداخت زكات به كسى كه فقير نيست حرام است ولى از روى عمد زكات را به او بدهد، در هر سه صورت زكاتى كه داه است كافى نيست، پس چنانچه چيزى را كه بابت زكات داده است نزد آن فرد باقى باشد، بايد از او پس بگيرد و به مستحق بدهد؛ و اگر از بين رفته باشد، چنانچه شخص گيرنده مىدانست آن چيز زكات است، زكات دهنده مىتواند عوض آن را از او پس بگيرد و به مستحق بدهد؛ ولى اگر شخص گيرنده نمىدانست آن چيز زكات است، گرفتن آن از او جائز