صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩٢ - مردان صالح و عادل در پستهاى كليدى
جيبهايش گفته بود مىترسم بدزدند! اين جور نباشد.
سردارهاى جنگهاى اسلامى امام جماعت هم بودند. همان سردارى كه مىفرستادند حاكم كجا شده بود، يا مىفرستادند رئيس لشكر كذا بود، امام جماعت هم بود. آنها صالح بودند. نه امام جماعت كه چيزى نبود، نه. آنها صالح بودند. ما حالا مىخواهيم اين طور باشد كه آن رئيس ستادمان هم همچو باشد كه به او اقتدا بكنند. نخست وزيرمان هم همچو باشند كه به او اقتدا مىكنند. به ايشان اقتدا مىكنند. ما مىخواهيم اين طور باشد. ما مىخواهيم همچو باشد كه هر جاى مملكت كه برويم، اسلام را آنجا ببينيم. مقصد ما اين است. مقصد ما اين نبود كه يك لفظى بگوييم كه ما جمهورى اسلامى مىخواهيم، باقىاش ديگر هيچى. حالا بايد اين كارها را انجام بدهيم. و الآن چيز مهمى كه در نظر همهتان بايد باشد همين است كه اين طرحى كه دولت داده است كه بايد عدهاى را ٥٧، نفر را، مردم تعيين بكنند، و بعد از اين تعيين، اينها بررسى بكنند، و بعد از آن رفراندم بشود، اين طرح را قبول كنيد؛ و به مردم هم تزريق كنيد كه همين طرح صحيح است. و باقىاش براى اينكه مىخواهيم زود بگذرد، باقىاش معطل كردن است و باقىاش- عرض مىكنم كه- توطئه و [دسيسه] است. مىخواهند با هم جمع بشوند شياطين.
من متشكرم از شما كه آمديد با من از نزديك ملاقات كرديم، و درد دلهايمان را با هم بگوييم. خداوند ان شاء اللَّه همه شما را تأييد كند.
و السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته