صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٣ - انقلاب در راستاى حاكميت الهى
ايمان دارند، از همه ظلمتها به نور كشيده مىشوند. و كفار، آنهايى كه ايمان به خدا ندارند، از نور به طرف ظلمتها كشيده مىشوند.
انقلاب در راستاى حاكميت الهى
چيزهايى كه در عالم واقع مىشود و ما بايد از آن چيزها تنبه پيدا بكنيم، يكى از امور همين نهضت ايران است. از اين نهضت ايران بايد ما تعلّم پيدا كنيم؛ تنبه پيدا بكنيم. مطالعه كنيم در اين نهضت ببينيم كه اين نهضت چه بود؛ براى چه بود؛ و چه شد كه تا اينجا پيروز شده است؛ و بايد چه كرد كه تا آخر پيروز بشود. نهضتها در عالم خيلى بوده است؛ انقلابات در عالم خيلى بوده است؛ انقلاب در شوروى هم بود؛ انقلاب در فرانسه هم بود؛ انقلاب ايران با آنجا چه فرقى دارد؟ و انقلاب ايران براى چه هست، و انقلاب شوروى براى چه بود؟ مردم ايران چرا در خيابانها ريختند و فرياد كردند و همه «اللَّه اكبر» گفتند و فرياد كردند؟ قضيه اين چه بود؟ آيا مردم ايران هم مثل شورشيهاى شوروى فرياد مىكردند و علف مىخواستند؟ فرياد مىكردند و دنيا مىخواستند؟ خونشان را جوانهاى ما براى اينكه يك زندگى مرفهى در دنيا داشته باشند خون مىدادند؟ اين مىشود كه يك كسى خودش را بكشد كه زندگىاش خوب باشد؟ يا خير، اين يك نهضت الهى بود. نهضت مثل نهضتهاى آنهايى كه به خدا اعتقاد ندارند يا آنهايى كه نهضتهايشان نهضتهاى جهت مادى بوده است، نبوده است. نهضت ايران نهضتى بود كه خداى تبارك و تعالى در آن نقش داشت و مردم به عنوان جمهورى اسلامى، به عنوان اسلام، به عنوان احكام اسلام، در خيابانها ريختند و همه گفتند ما اين رژيم را نمىخواهيم؛ و حكومت عدل اسلامى و جمهورى اسلامى مىخواهيم. آن چيزى كه انگيزه اين ملت بود، انگيزه همه قشرها، الّا بعضيها. زنها در خيابانها ريختند؛ مردها در خيابانها ريختند؛ بچهها آمدند. [اسلام بود] همين ديشب كسى مىگفت كه من شاهد قضيه بودم كه يك بچه ده دوازده ساله سوار موتورسيكلت شده بود و حمله كرد طرف يك تانك! از آن طرف هم بچه را تكه تكه كردند. اما او يك بيرق دستش بود و حمله