صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٩ - پند و اندرز به روشنفكر مآبها
است. آنچه مىخواهيد در اين كنج مدرسههاست. زندگى آنها را ببينيد، و مقايسه كنيد با آنهايى كه براى بشر دلشان مىتپد! يعنى با قلم، يعنى با بيان! ببينيد اينها در چه حال هستند. ببينيد زندگى روحانيت چه است. ببينيد زندگى اين طبقه كارگر چه است. ببينيد زندگى اين كشاورز چه است. زندگى اين كاسبكار چه است. براى اينها فكر كنيد. دلسوزى اين نيست كه قلم برداريد بر ضد اسلام چيز بنويسيد؛ به اسم حقوق بشر و به اسم حقوقدان با اينها همراهى كنيد. شماها تا حالا براى اين ملت از جيبتان چيزى خرج كرديد؟ به وجدان خودتان من ارجاعتان مىكنم. آنهايى كه دلشان براى اين مستمندان و اين بشر مىسوزد؛ اين زنهاى اطراف شهر قم و زنهاى جنوب تهران و زنهاى جنوب همه شهرستانها. جنوب به معناى اينكه شما مىگوييد اينها پايين هستند. اينها حقوق بشر را مىدانند و عمل مىكنند. اينها طلاهايشان كه ذخيره يك پنجاه سال، بيست سال، سى سالشان بود آمدند براى مستمندان دادند. شما چه كرديد؟ شماها چه كرديد؟ بگوييد. شما هم همراهى كنيد با اين مستمندان. شما با اين طبقه همراه بشويد. نمىگويم پول بدهيد؛ مىگويم قلمتان موافق باشد؛ قدمتان موافق باشد؛ رأيتان موافق باشد؛ اسلام را حفظ كنيد. اسلام براى شما خوب است. براى دنيايتان خوب است. اگر آخرت را هم قبول نداريد، براى دنيايتان خوب است. با روحانيين مخالفت نكنيد؛ براى دنيايتان خوب است. اينها هستند، اين قشر روحانى متعهد، اين قشر روحانى كه توى اين حجرههاى كوچك دو تا سه تا زندگى مىكنند كه بيرونشان كردند، اين جمعيت زاغهنشينهاى اطراف شهرها كه هر هفت نفر، هشت نفر آنها در يك سوراخى زندگى مىكنند، اينها حقوق بشر را بهتر از ما مىدانند. اينها جمعيت دلسوزى براى بشرند. اينها جمعيت حقوق بشرند، نه من و شما. بياييد براى اينها فكرى بكنيد، براى اينها. دولت و ملت براى اين طبقه فكر كنند. اينها حق دارند. حق اينها را ادا كنيد. و همينها حق بشر را دارند ادا مىكنند.
پند و اندرز به روشنفكر مآبها
من به شما جمعيتها، جمعيتهايى كه هر چند روز دور هم مىنشينيد، نصيحت مىكنم