صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٨ - تأثير روضهخوانىها
بايد گريه كنيم، ما هر روز بايد منبر برويم براى حفظ اين مكتب، براى حفظ اين نهضتها؛ اين نهضتها مرهون امام حسين- سلام اللَّه عليه- هست. نمىفهمند اينها! بچهاند اينها، سوء نيت ندارند. بله خوب، ممكن است بعضى از آنها هم سوء نيت داشته [باشند] بعضيها هم روى نقشه كار بكنند همان طورى كه زمان رضا خان. منتها او يك قدرى روى نفهمى كرد، بعدها روى فهميدگى. جلوى منبرها را همه را گرفت نگذاشت كسى منبر برود. محرابها را هم همه را يك جور ديگر كرد و گرفت. يك مجلس روضهاى نداشتيم. در همه قم- آن قدرى كه آن وقتها بود- مىگفتند يك مجلس آقاى صدوقى [١] بود كه قبل از اذان، شايد، يا قبل از آفتاب، تمام مىشد، شب بود، اين يك مطلبى بود. نه اين است كه مِنْ باب اتفاق رضا خان آمد منبرها را نگذاشت و محرابها را جلويش را گرفت و روحانيون را متحد الشكل كرد، نخير، مسأله نقشه بود، نقشه اينكه اين قوه را بكوبند، اين قوه محراب و منبر كه از آن مىآيد يكدفعه يك ملت را هول بدهد به يك طرف، و يك همچو سلطنت را از بين ببرد، اين را از بين ببرند؛ اين قدرت را از دست ما بگيرند.
تأثير روضهخوانىها
نمىدانند اين قشرهاى سياسى كه چه خدمتى اين منبر، اين محراب، به اين كشور كرده. اينها چنانچه ملى هستند- ما كار نداريم كه آيا به خدا هم كار دارند يا نه- اگر ملى هستند، اگر كشورشان را مىگويند مىخواهيم، اگر ملت را مىگويند كه ما مىخواهيم، اينها بايد دامنبزنند به اين روضهخوانيها، براى اينكه اين روضهخوانيها اين ملت شما را حفظ كرده، اين روضهخوانيها و مصيبت و گريه است كه كشور شما را حفظ كرده. بله، چنانچه يك مردمى هستند كه روى همان نقشهاى كه طرح شده است، كه بايد قدرت اسلام گرفته بشود و قدرت روحانى گرفته بشود و قدرت خطيب گرفته بشود تا راه باز بشود براى آنهايى كه بايد استفاده كنند و استفاده كردند، آنها يك مردم ديگرى هستند كه با آنها نمىتوانيم حرف بزنيم. اما ساير مردم، اينهايى كه مسجد مىآيند، منبر را گوش
[١] آقاى محمد صدوقى.