صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٥ - مسئوليت اجتماعى روحانيت
كارمان با معنويات اسلام است، با واقعيات اسلام است، از ما يك مسائلى ببينند، در محراب ببينند، در مسند ببينند، در منبر ببينند، اگر ببينند، نمىگويند كه اين آقا كه منبر [ى] است يك آدم كذايى است، مىگويند كه روحانيون اين طورند، اهل منبر، خطباى اسلام، اين طورند، بعد منجرش مىكنند به اسلام كه اصلًا اين همين است ديگر، اين رژيم هم همان رژيم است، منتها يك اسمى را تغيير دادند و يك افرادى رفتند، يك ظلمهاى رفتند؛ يك ظلمهاى ديگر جايشان نشستند. يك منحرفينى رفتند، يك منحرفهاى ديگر جايش نشستند. اينها براى ما يك همچو چيزهايى درست مىكنند.
مسئوليت اجتماعى روحانيت
ما امروز مسئوليتمان مسئوليت شخصى نيست كه من موظفم كه حفظ آبروى خودم را بكنم. اين وظيفه است براى همه، هر كسى وظيفه دارد حفظ حيثيت و آبروى خودش را بكند؛ اختيار ندارد كه آبروى خودش را بريزد. قضيه اين نيست كه حيثيت شخص من حيثيت شخص شما يك وقتى خدشه دار مىشود تا مسئوليت به حدود همان خود آدم برگردد، صحبت در اين است كه با عمل ما مكتب ما دفن بشود. يعنى حالايى كه ما جمهورى اسلامى پيدا كرديم و هياهو كرديم كه ما ظلم نمىخواهيم، ما عدالت مىخواهيم، حالا ما كه اولى هستيم به اينكه اين عدالت را اجرا بكنيم، اولى هستيم به اينكه اعوجاجات را مستقيم كنيم. خداى نخواسته از ما عملى صادر بشود كه بر خلاف مجارى عدالت است، انحراف است، اگر اين طور شد، جمهورى اسلامى شكست مىخورد.
اگر اين جمهورى اسلامى شكست خورد، اسلام مدفون مىشود؛ ديگر خيال نكنيد بعدها شما بتوانيد دوباره يك كارى انجام بدهيد. مسئوليت يك همچو مسئوليتى است. مسئوليت يك مسئوليتى است كه انبيا و اوليا و همه خونشان را دادند براى حفظ اين. و همه براى حفظ مكتبشان خونهايشان را دادند- چه انبياى سابق و چه نبى اكرم- كه همه تاريخش را مىدانيد، همه چيزشان را دادند براى اينكه حفظ بشود اين مكتب و يك