صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٣ - روحانيون، سخنگويان اسلام
لباسى كه بايد يك فردى بپوشد كه اسلامى باشد، ما اين لباس را از او غصباً پوشيدهايم. بايد ما فكر اين مطلب باشيم. اول شرط روحانى بودن، چه آن قشر از روحانى كه اهل منبر و خطبا هستند كه سر و كار با روحانيت دارند، سر و كار با روح دارند، و چه آن قشرى كه اهل محراب و اهل تحصيل و اهل فتوى و همين چيزها هستند، اين يك مسئلهاى است كه براى همه سنگينى دارد و مشكلات دارد. و براى همه هم مسئوليت دارد؛ منتها مسئوليتها كم و زياد دارد. يك كسى است فرض كنيد كه اگر چنانچه يك خلافى بكند، يك مملكت به واسطه خلاف او يك وقت خداى نخواسته به اعوجاج كشيده مىشود. يك وقت يك كسى است كه يك شهر، يك وقت يك كسى است كه يك ده، يك وقت يك كسى است كه يك مسجد، البته فرق مىكنند اينها لكن همه مشتركاند در اينكه مسئول هستند؛ و همه مشتركاند در اينكه بايد از اين مسئوليت درست از كار درآيند. الآن يك رژيم اسلامى به حسب رأى همه مردم.
رژيم ما ديگر رژيم سلطنتى نيست، جمهورى اسلامى است، اما آن قدرى كه تا حالا واقع شده است همين است كه ما رأى داديم به يك مسئلهاى، و دنيا هم ايران را شناخت به اينكه جمهورى اسلامى است. اما محتواى اين جمهورى اسلامى، كه يك مقداريش مربوط به دولت است و دستگاههاى دولتى كه آن الآن محل صحبت ما نيست، يك قسمت مهمش هم مربوط به اين بنگاه است: به اين بنگاه روحانيت است. ما بايد اين بنگاه روحانيت را يك كارى بكنيم كه اسلامى بشود؛ و ما بتوانيم بگوييم كه ما در جمهورى اسلامى واقع شديم. ما حالا ديگر آزاد هستيم، اختناق نداريم، و مسائل اسلامى را آن طور كه بايد مىگوييم، آن طور كه بايد عمل مىكنيم، پيشتر نمىتوانستيم و آزاد نبوديم، منبر آزاد نبود، محراب آزاد نبود، حالا آزاد شديم، اما نه آزاد به اينكه حالا بخواهيم هر چه دلمان مىخواهد بگوييم و هر چه بخواهيم بكنيم. نه، آزاديم كه پيشتر نمىتوانستيم عمل به اسلام [بكنيم] و مقاصد اسلامى را بگوييم، حال آزاديم كه مقاصد اسلامى را بگوييم.
الآن همه چشمها دوخته شده است به اين مملكت. و شايد بيشتر به اين بنگاه كه اين