صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٢ - روحانيون، سخنگويان اسلام
از خدا در او راه نداشت. ضربتى كه از آن قلب سرچشمه بگيرد، تصميمى كه از آن قلب سرچشمه بگيرد، اين ارزشش همان است كه فرموده است كه افضل از همه چيزهايى كه در عالم واقع شده است. البته براى ماها و بالاتر از ماها اين مقام ميسور نيست؛ لكن تا آن حدودى كه ميسور است ما بايد كوشش كنيم. حالا كه نشد، هيچ نباشد! حالا كه ما نمىتوانيم حضرت امير- سلام اللَّه عليه- باشيم، شيعهاش هم نبايد باشيم؟! نه، خود ايشان هم فرمودند كه شماها نمىتوانيد اين طور باشيد؛ لكن اعانت كنيد مرا به تقوا، و به امثال ذلك.
روحانيون، سخنگويان اسلام
بايد شما سخنگوى اسلام باشيد، اين شغل شماست و اين شغل اگر واقعيتى داشته باشد، از همه شغلها بالاتر است؛ براى اينكه مقاصد اسلام با زبان شما ادا مىشود، همه مقاصد اسلام؛ و مسئوليتش از همه چيز زيادتر است. اگر خداى نخواسته يك نفر از كسانى كه ادعاى اهل منبرى مىكنند يا محرابى، يا در منبر مىروند و يا در محراب، اگر چنانچه آن كسى كه منبر مىرود زبانش يك وقتى يك زبانى باشد كه بر خلاف مسير اسلام باشد، اين غير از يك آدم عادى است كه توى دكانش يك خلافى مىكند؛ يك كمفروشى مىكند؛ اين خطر، خطر به مكتب است. شماها سخنگوى اسلام هستيد، اگر سخنگوى اسلام يك چيزى بگويد كه با برنامه اسلام مخالف باشد، با مقاصد اسلام مخالف باشد، اين مسئوليتش غير از آن مسئوليتى است كه يك نفر آدم عادى يك چيزى مىگويد. يا بايد اين ادعا را نكنيد و اين شغل را قبول نكنيد، يا اگر قبول كرديد و اين ادعا را كرديد؛ بايد سرش بايستيد، همهمان، همه ما. الآن اين لباسى- كه الآن شعار است، لباس اسلام است، شعار است، لباس روحانيت است- كه ما اين لباس را پوشيديم، به لوازم اين لباس بايد التزام پيدا بكنيم. دنبال اين باشيم كه شئون اين لباس- كه ما مىگوييم لباس اسلام است- شئون اين را بايد حفظ بكنيم. اگر خداى نخواسته ما شئون اين را حفظ نكنيم، لباس، يك لباس غصبى است. ما قاچاق هستيم آن وقت! براى اينكه