صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٠ - قلب انسانى، نقطه شروع كمالات
است و مكتب اسلام، مكتبى است كه تنها اين مكتب و مكتبهاى الهى- كه آنها هم همه اسلاماند- اين مكتب است كه مىتواند انسان را به همه ابعادى كه دارد تربيت كند و نظام را به همه ابعاد برقرار كند و انسانها را برساند به آنجايى كه مقام انسانيت است. با همچو اعتقادى، با همچو ايمانى، اگر چنانچه خطيب خطبه بخواند و ملا موعظه بكند و روحانى عمل بكند، اگر از روى يك همچو قلبى بيرون بيايد، روحانى، روحانى است، خطيب هم خطيب اسلامى است و اهل منبر هم سخنگوى اسلام هستند، روحانيون هم باز سخنگوى اسلام.
قلب انسانى، نقطه شروع كمالات
ابتدا از قلب شروع مىشود، همه چيزها از قلب انسان شروع مىشود، نه اين قلبى كه حيوانى است، قلب انسانى، همه مسائل از قلب انسانى شروع مىشود. و اگر چنانچه قلب، يك سرچشمه نور و هدايتى در آن باشد، زبان هم به نورانيت قلب منوّر مىشود؛ چشم هم به نورانيت قلب منور مىشود، همه اعضاى انسان، كه تابع قلب است، وقتى قلب الهى شد، همه چيز انسان الهى مىشود، يعنى حرف كه مىزند، حرفش هم الهى است، استماع هم كه مىكند، استماعش هم الهى است. راه هم كه مىرود، راه رفتنش هم الهى است. اين همان است كه انبيا آمدهاند براى تربيت انسانها. اين انسانى كه يك حيوان است، با ساير حيوانات فرق ندارد، يا بدتر از ساير حيوانات است، مىخواهند كه اين انسان را از اين لجنزار بيرون بياورند، و يك انسان الهى، يك انسانى كه سر تا پايش معرفت اللَّه باشد، توحيد باشد، حركتى نكند الا به حركت الهى: وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى [١]. نه اين است كه معنايش اين است كه خدا تير را انداخته است. اين دست، دست خداست. نفسانيت در تو نبوده است تا اينكه رميى كه مىكنى، رمى تو باشد. تو الهى بودى، تو يك موجود الهى بودى، موجود الهى همه چيزش الهى است، رَمْيَش رمى اللَّه است، عَيْنَش، عين اللَّه است. همه چيزش خداست.
[١] سوره انفال، آيه ١٧: « (اى رسول) چون تيرافكندى، نه تو بلكه خدا افكند.»