صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٦ - مخالفت اسلام با دلبستگى به دنياست نه با تمدن
قلمفرسايى به ضد هر كس، آزاد است. اگر اين آزاديى كه همين غير محدود بودن اين قسم حيوان است، اين حدى ندارد براى خودش، آزاديش را حدّى قائل نيست، هر جا جلو برود باز در اين آزادى مىخواهد جلوتر برود.
فرق بين مكتب انبيا و ساير مكاتب
اگر ما تربيت و تعليم نداشته باشيم، تربيتى كه انبيا آوردهاند براى اينكه غير انبيا راه را نمىدانند. ما الآن يك راهى را داريم قهراً مىرويم خودمان هم ملتفت نيستيم و آن راهى كه انبيا براى ما آوردند كه از آن راه بايد برويد، آن صراط مستقيم كه منتهى مىشود به آنجايى كه ماها ديگر الآن نمىتوانيم ادراك بكنيم، اين را انبيا آوردهاند. مكتب غير انبيا اصلًا اطلاع از ما وراء طبيعت ندارد. هر چه مكتب هست همين طبيعت است. مكتب انبياست كه ما وراء طبيعت را هم طرح مىكند. در مكتبهاى ديگر اصلًا طرح نمىشود ما وراء. بله مىگويند دروغ است! يك آدمى كه اصلًا نمىداند ما وراء طبيعت چيست، همين طور نشسته توى خانهاش و مىگويد نخير، نيست! انبيا مىدانند راه چه هست، از كجا بايد رفت؛ چه جورى بايد رفت. راهى است كه تا به وسيله انبيا و تعليمات انبيا نباشد، انسان نمىتواند به مقصدش برسد. راه مستقيمى كه انسان را به مقصد مىرساند اگر راه انبيا نباشد، معوج مىشود؛ يا اين طرف مىرود، يا آن طرف مىرود. انبيا هستند كه ما را به راه مستقيم هدايت مىكنند و كيفيت تربيت و تعليمى كه براى آن عالم هم باشد- هم اين عالم، و هم آن عالم- نه اينكه انبيا به اين عالم كار ندارند. اين عالم هم، با هر چيزى كه بگوييد، آنها منافى و مخالف با آن نيستند. مخالف با دل بستن به دنيا هستند. اين دو تا اشتباه مىشود.
مخالفت اسلام با دلبستگى به دنياست نه با تمدن
آنهايى كه مىخواهند عيبگيرى كنند مىگويند كه با همه تمدنها مخالف است؛ اسلام با همه تمدنها مخالف است. اين اشتباه است. اسلام با هيچ تمدنى مخالف نيست. اسلام تمدنى را ايجاد كرد، ششصد، هفتصد سال يك دنيا را، تقريباً اكثر معموره را [متمدن] كرد؛ با اينكه باز اسلام نبود درست. با تمدن، اسلام مخالف نيست، با دلبستگى