صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٠ - تفرقه افكنى نقشه دشمنان نهضت اسلامى
رمضان «شهر اللَّه» بود و قدرت روحانيون در ماه رمضان نمايشش زياد بود، اجتماع مسلمين زياد بود. ماه محرّم هم، ماه امام حسين بود و قدرت اينها- اهل منبر و روحانيون- آن وقت هم زياد بود. جلو ماه رمضان يك چيزى درست مىكردند. جلوه ماه محرم هم يك چيزى درست مىكردند. حالا هم جلو ما ماه رمضان هست، الآن چيزى درست كردهاند. الآن اصفهان يك قصهاى درست شده است، مشهد هم همين طور، سر يك مطلب پوچى ريختهاند به هم، اين چه قدر غفلت مىخواهد. يك حالى كه الآن مقدّرات اسلام مطرح است، قانون اساسى اسلام مطرح است، حكومت اسلام مطرح است، رئيس جمهور اسلام مطرح است، از اينها دست برداشتند؛ يك جبهههايى كه حساب شده آنها كارهايشان را خودشان كردهاند و بسياريشان هم از روى بىاطلاعى، صد تا گروه درست كردهاند! صد تا حزب و گروه در همين چند وقت درست كردهاند. هر كدام گروه گروه شدند. و مع الأسف در اصفهان، در تهران هم يك مقدارى، در مشهد هم.
حالايى كه قبل از ماه رمضان است و حالايى كه بايد قدرتها با هم جمع بشود و اين مقدرات مملكت را درست بكنند و اسلامى كنند حكومت را، سر يك شخصى [١] دعوا مىكنند آيا اين مسلمان است يا نه! مسلمان است به من چه؛ مسلمان نيست به تو چه! چرا همه قدرتها را به باد فنا مىدهيد براى اينكه زيد مسلمان است يا غير مسلمان؟ قضيه مرحوم شمسآبادى [٢] شما خيال كرديد كه يك چيز عادى بود. اين هم جزء همانها بود كه با طريقهاى مختلف اينها مىآمدند و درست مىكردند. يك وقت «شهيد [٣]) ٤٥١ (» را پيش مىآوردند، دِ از اين ور، دِ از آن ور! يك ماه محرم و صفر و بيشتر، منبرها همه خرج اين مىشد كه شهيد جاويد چه! از اين طرف يك دستهاى تأييد؛ از آن طرف يك دستهاى تكذيب. يك خورده كه اين سست مىشد، يك چيز ديگر درست مىكردند. مرحوم شمسآبادى هم از آن امور بود كه شايد هم خودشان اين كار را كردند- من
[١] آقاى على شريعتى.
[٢] آقاى سيد ابو الحسن شمسآبادى.
[٣] كتاب «شهيد جاويد» نوشته نعمت اللَّه صالحى نجفآبادى.