صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٠ - پردهبردارى از نقشههاى استعمارگران
در همدان بودم، يكى از آشنايان ما يك ورقهاى آورد كه تقريباً حدود يك متر بيشتر در يك متر بيشتر. اين راجع به نقشه همدان بود كه آنها نقشهكشى كرده بودند و روى آن نقشه نقطههاى به رنگ ديگرى زياد بود آن آقا كه اين را آورد گفت: اين نقطهها هر يك علامت اين است كه در اين ده، در اين بيابان يك معدنى هست؛ يك ذخيره زيرزمينى هست. اين يك قسم از مطالعاتشان بوده است كه بفهمند اين ممالك شرقى چه دارند؛ چه چيزهايى هست كه مىشود از آنها استفاده كرد و چپاول كرد. يك مطالعات ديگر راجع به عقايد اين مردم بوده است و اينكه اين عقايدى كه اينها دارند تا چه حدود مىتواند فعاليت داشته باشد، و تا چه حدود مىتواند جلوگيرى كند از چپاولگرى، كه اين هم يك مطالعات دامنهدارى اينها در اين معنا داشتند. يك سنخ مطالعاتشان هم مطالعات روحيات گروههاى مختلفهاى كه در اين ممالك بوده است كه حالا مملكت خودمان را حساب كنيم، ايلهايى كه در مملكت ما بوده؛ عشايرى كه بوده، مطالعه كردهاند. در بين اين عشاير رفتهاند با آنها صحبت كردهاند، روحيات آنها را مطالعه كردهاند كه ببينند اينها هر كدام را به چه جور مىشود مهار كرد. اينها چيزهايى بوده است- و بيشتر از اينها- كه اينها مطالعه كردهاند، شرق را تماماً مطالعه كردهاند كه بايد چه جور اين شرق را چاپيد و چه قدرتهايى مىتواند جلوى اين چاپيدن را بگيرد و چه طور بايد اين قدرتها را مهار كنند كه نتوانند.
از چيزهايى كه آنها- قدرتى كه آنها- فهميدند كه مىشود اين قدرت از ساير قدرتها بيشتر جلو چپاولگرى و سلطه آنها را بگيرد، قدرت اسلام بود در اين ممالك اسلامى و عقيده اسلامى. با اصل اسلام شروع كردند مخالفت كردن، مبلِّغين آنها به طور وسيع با همه دينها، و در اين ممالك اسلامى با خصوص اسلام، مخالفت كردند و مىخواستند كه اسلام را غير از آنى كه هست به مردم نمايش بدهند؛ و خود اين مردمى كه در اينجاها زندگى مىكنند و عقايد اسلامى دارند اينها را از اسلام منحرف كنند و اسلام را پيش آنها كوچك كنند و بد نمايش بدهند. و مع الأسف از تفاله آنهايى كه اين مسائل را چشم بسته قبول كردهاند حالا هم موجود است. الآن هم اشخاصى پيدا مىشوند كه از همانها ارتزاق