صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤٥ - خطر غلبه دشمن
ناراحتى براى دولت [و] براى ملت هست. بايد حالا هم همان نهضت را با همان رمز، با همان كليد پيروزى كه همه با هم بوديد و همه هم اسلام را مىخواستيد، بايد اين را حفظش كنيد. اگر اين حفظ شد، شما را تا آخر نقطه پيروزى مىرساند. اگر خداى نخواسته وحدت كلمه را از دست بدهيد يا مقصدتان غير مقصد حكومت اسلامى باشد، خوف اين است كه ديگر نتوانيد قدم برداريد. نتوانستن قدم برداشتن دنبالش اين است كه آنها قدمشان را پيش بگذارند. شماها سست بشويد عقبنشينى كنيد، آنها يك قدم جلو بگذارند، آنها توطئهها را زياد كنند. الآن چيزى نيستند لكن ممكن است كه ماها هر چه عقب برويم، آنها جلو بيايند؛ توطئهها زياد بشود؛ اين ريشهها همه با هم مجتمع بشوند. ماها از هم متفرق بشويم، آنها با هم مجتمع بشوند؛ عكس آنى كه با آن پيروزى حاصل شد تحقق پيدا كند. گروههاى مختلف با هم مجتمع شدند، همه با هم همصدا شدند، و سد را شكستند. حالا كه سد را شكستند، باز هم ما يك سد ديگرى داريم؛ يك كارهاى ديگرى داريم.
خطر غلبه دشمن
اگر بنا باشد كه ما حالا ديگر آن اجتماعاتى كه داشتيم، آنها را از دست بدهيم و يكى يكى گروههاى مختلف، جمعيتهاى مختلف، جمعيت مخالف با هم بشويم، و آن توجهى كه به مقصد داشتيم و اينكه حكومت اسلام را ما مىخواهيم، آن هم كم كم سرد بشود، اين آتشى كه در دلها افروخته شده بود و اين نور خدا، نورى كه خدا در دلها، هدايت او روشن كرده بود، اينها سرد بشود، سست بشود، از آن طرف آنها اجتماعاتشان زياد بشود، از اين طرف ما اجتماعاتمان را از دست بدهيم. نتيجه اين مىشود كه آنها خداى نخواسته يك وقت غلبه كنند؛ و اگر غلبه كنند اين دفعه خداى نخواسته مثل آن وقتها نيست كه رها كنند [تا] شما زندگى بكنيد و لو توى كوهستان، و لو توى عشاير خودتان. نخير، به كلى از بينتان مىبرند. يعنى هم دانشگاه را از بين مىبرند؛ هم مدارس را از بين مىبرند؛ هم شهرنشينها را از بين مىبرند؛ هم عشاير را از بين مىبرند. از بين