صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٨ - انقلاب اسلامى، تحولى خدايى
كتاب فقه است، نه كتاب- عرض مىكنم- ساير علوم است. هر چه در قرآن هست اگر كسى مطالعه كند درست، مىبيند آنى كه در قرآن هست آن جنبه الوهيتش هست. هميشه هر چيزى طرح شده به جنبه الوهيت طرح شده است. همه چيز در آن است اما به جنبه الوهيتش. اسلام براى خدمت به خدا آمده است. انبيا خدمه خدا هستند و براى خدا آمدهاند؛ و براى توجه دادن همه موجودات اينجا و همه انسانهاى اينجا به خداى تبارك و تعالى.
انقلاب اسلامى، تحولى خدايى
و من اميدوارم كه دانشگاه ما يك تبدل معنوى پيدا بكند، يك تحول پيدا كند. همان جورى كه بسيارى از چيزها در اين نهضت تحول پيدا كرد. و شما ملاحظه كرديد كه يك تحول بزرگ روحى كه در ايران پيدا شد بالاتر از اين فتحى بود كه كردند. و آن تحول روحى اين بود كه يك روز پاسبان مىآمد توى بازار مىگفت «چهارم آبان است، همه بايد بيرق بزنيد» هيچ كس به خودش اجازه نمىداد كه، توى مغزش نمىآمد كه مىشود با اين پاسبان مخالفت كرد؛ هيچ كس! همه اطاعت؛ هر جا مىرفت اطاعت. توى دانشگاه هم كه مىآمد اطاعت مىكردند؛ يكوقت بعد از يكى- دو سال همچو شد كه مردم ريختند توى خيابان و گفتند «ما شاه نمىخواهيم»! و پيروز هم شدند. [با] اين تحول روحى، آن خوفى كه از پاسبان بود متبدل شد به يك شجاعتى كه از تانك نترسيدند. همان آدمى كه از آن چوبى كه دست پاسبان بود مىترسيد، همان آدم آمد در خيابان و مشتش را گره كرد و حمله كرد به تانك. كشته هم شد اما حمله كرد به تانك. اين تحول يك تحولى بود كه در اين نهضت پيدا شد. و اين يك دست الهى بود؛ نه يك چيزى بود كه ماها بتوانيم اين كارها را بكنيم؛ انسان بتواند اين كارها را بكند. اصلًا اين حرفها نيست. اين يك نظر الهى بود. يك نظرى بود كه خداى تبارك و تعالى به اين ملت كرد و متحولشان كرد به يك صورتى كه مثل سربازهاى صدر اسلام، كه مىگفتند كه ما جنگ مىكنيم كشته بشويم هم نفع با ماست، و بكشيم هم نفع با ماست، اينها را اين جورى كرده