صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٥ - ساختن جامعه توحيدى از جهان مادى
مدارس قديمه ما مىخواهيم، همين معنا نيست كه در سطح ظاهر الآن هست. و متفكرين ما همان سطح ظاهر را دارند در آن [كار] مىكنند و بسيار هم ارجمند است كارهايشان؛ لكن آنكه اسلام مىخواهد اين نيست.
آنى كه اسلام مىخواهد تمام علوم، چه علوم طبيعى باشد و چه علوم غير طبيعى باشد، آنكه از آن اسلام مىخواهد، آن مقصدى كه اسلام دارد، اين است كه تمام اينها مهار بشود به علوم الهى و برگشت [١] به توحيد بكند. هر علمى جنبه الوهيت در آن باشد، يعنى انسان طبيعت را كه مىبيند خدا را در آن ببيند، ماده را كه مىبيند خدا را در آن ببيند، ساير موجودات را كه مشاهده بكند خدا را در آن ببيند. آنكه اسلام براى آن آمده است: براى برگرداندن تمام موجودات طبيعى به الهيت و تمام علوم طبيعى به علم الهى. و از دانشگاهها هم اين معنا مطلوب است. نه اينكه خود طب را- البته طب هم بايد باشد، علوم طبيعى هم همه بايد باشد، معالجات بدنى هم بايد باشد- لكن مهم آن مركز ثقل است كه مركز توحيد است. تمام اينها بايد برگردد به آن جهت الوهيت. نبايد ما خيال كنيم كه ... مثلًا اگر علومى در اسلام هم باشد، نظر مثل علومى است كه ساير مردم دارند يا ساير رژيمها دارند.
ساختن جامعه توحيدى از جهان مادى
اسلام در همه چيزش اصلش آن مقصد اعلى را خواسته. هيچ نظرى به اين موجودات طبيعى ندارد الّا اينكه در همان نظرْ نظر به آن معنويت دارد و به آن مرتبه عاليه دارد. اگر نظر به طبيعت بكند، به عنوان اينكه طبيعت يك صورتى است از الهيت؛ يك موجى است از عالم غيب. اگر نظر به انسان بكند به عنوان اين است كه يك موجودى است كه از او مىشود يك موجود الهى درست كرد. تربيتهاى اسلام تربيتهاى الهى است؛ چنانكه حكومت اسلام حكومت الهى است. فرق ما بين حكومتهاى ديگر با حكومت اسلام اين است كه آنها حكومت را مىخواهند براى اينكه غلبه كنند بعضى بر بعضى و سلطه پيدا
[١] اصل: برگشتش.