صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢١ - خلافكارىهاى مسئولين، ضربه به اسلام
با ما هم دشمناند و با اسلام هم دشمناند. نمىگويند كه فلان آدم يك كار خلافى كرد؛ مىگويند «رژيم هم الآن اسلامى شده و الآن هم اينها- همه- مدعىاند كه ما پاسدار اسلام هستيم و ما نگهبان اسلام هستيم و روحانيون هم مىگويند ما نگهدار اسلام هستيم، و اين است وضعشان! پس معلوم شد كه اسلام اين طورى است»؛ اين طور منعكس مىكنند كه «اسلام اين است؛ و اين آخوندها دروغ مىگفتند كه اسلام مكتب مترقى است؛ اين است!»
سيرت شيطانى در پوشش روحانى
اين خطر خطر بزرگى است براى ما. و اين خطر را بايد از آن جلوگيرى كنيد. چه جور جلوگيرى كنيم؟ روحانى به وظيفه روحانيتش، به وظيفهاى كه اسلام براى روحانى تعيين كرده، عمل كند؛ پاسدار اسلام به وظيفه پاسداريش عمل بكند. پاسدار انقلاب است نه مخل به انقلاب، معارض با انقلاب. اگر ما يك خلافى بكنيم، روحانى نيستيم؛ يك اشخاص شيطانى هستيم كه صورت روحانيت به خودمان، لباس روحانيت پوشيديم. اگر شما پاسدارها كه قدرت الآن دستتان است يك كارى بكنيد كه بر خلاف وظيفه پاسدارى است، شما پاسدار اسلام و انقلاب نيستيد؛ شما پاسدار هواى نفس خودتان هستيد، به هواى نفستان عمل مىكنيد، به الهام شيطان عمل مىكنيد. اگر بازارى در جمهورى اسلامى همان بازارى باشد كه در رژيم طاغوتى بود، نبايد ادعا كند كه بازار اسلام است. نه، بازار طاغوت است! آن اجحافات زيادى كه الآن دارد به اين مستمندان مىشود، اين رباخوارى كه الآن رواج دارد، اين هروئين فروشى و- نمىدانم- زهر مار فروشى كه الآن رواج دارد، اينها را به عهده بازار اسلام حساب مىكنند؛ به عهده جمهورى اسلامى حساب مىكنند. مكتب ما شكست مىخورد، اسلام شكست مىخورد، اسلام دفن مىشود، و ديگر كسى نمىتواند بيرونش بياورد.
خلافكارىهاى مسئولين، ضربه به اسلام
برادرهاى روحانى من! برادرهاى پاسدار من! دريابيد اسلام را! اختلافات را كنار