صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٥ - امتيازات حكومت اسلامى
هستند.
امتيازات حكومت اسلامى
اسلام مثل حكومتهاى ديگر نيست، اين طور نيست كه اسلام فرقش با حكومتهاى ديگر اين است كه اين عادل است و آنها غير عادل، خير، فرقها هست، يكىاش همين است. فرقهاى زياد بين حكومت اسلام و بين اسلام هست و ما بين رژيمهاى ديگر. يكى از فرقهايش هم، اين است كه حكومت اسلام يك حكومت عادل است. آن اوصافى كه در حاكم است چيست؟ آن اوصافى كه در پليس است چيست؟ آن اوصافى كه در لشكرى است چيست؟ آن اوصافى كه در مثلًا ساير كارمندان دولتى است بايد چه باشد؟ اين يكى از فرقهاست. يك فرق نازلى است و بالاتر از اين، آن چيزهايى است كه انسان را رو به معنويات مىبرد. اسلام آمده است كه اين طبيعت را بكِشد طرف روحانيت، مهار كند. طبيعت را به همان معنايى كه همه مىگويند، آن هم مىگويد اين جور نيست كه به طبيعت كار نداشته باشد. تمدن را به درجه اعلايش اسلام قبول دارد و كوشش مىكند براى تحققش؛ و لهذا حكومتهايى كه در اسلام بودهاند يك حكومتهايى بودهاند كه همه جور تمدنى در آنها بوده است. اما نظر به اين نبوده است كه در عين حالى كه همان چيزهايى كه در ممالك متمدنه باشد، اسلام هم آنها را قبول دارد و كوشش هم برايش مىكند، در عين حال آنها به اين نگاه مىكنند و همين است. او به اين نگاه مىكند كه بكشدش طرف روحانيت، بكشدش طرف توحيد، از اين جهت فرق است ما بين «اسلام و غير اسلام» بين «حكومت اسلامى و حكومتهاى غير اسلامى»، بين آن چيزى كه مكتب اسلام آورده با مكتبهاى ديگر. مكتبهاى ديگر، مكتبهاى ناقصى هست كه خودشان خيال مىكنند خيلى كاملند. لكن حدودش تا همين ديدى است كه دارند بيشتر از اين نيست. مكتب اسلام ديدش تا آخر است؛ طبيعت را به آن دنيا مىگويند، در لسان انبيا دنيا يعنى خيلى پست؛ پس كلمه دنيا يعنى خيلى پست، أَسْفَلَ سافِلِينَ [١] هم كه در قرآن هست
[١] آيه ٥ سوره تين: «پايينترين درجات».