صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠١ - فرصت طولانى براى بازسازى
] از حالا كه اين مسائل نيست. مسأله نداشتن برق و نداشتن آب و نداشتن راه و نداشتن بهدارى و نداشتن همه چيز، اينها از امورى است كه در رژيم سابق بوده است؛ و حالا از رژيم سابق ارث رسيده. حالا چند ماه است كه الآن انقلاب هست و [در] انقلاب ما هستيم. الآن پنج ماه است، چهار ماه و نيم است، كه اينها رفتهاند، اين دزدها رفتهاند، و هر چه هم ايران داشته برداشتهاند و رفتهاند. هر چه مىتوانستند حمل كردهاند؛ و هر چه را هم نمىتوانستند قرض كردهاند از بانكها و بانكها را چاپيدهاند و رفتهاند. و الآن هم مانده است گردن دولت كه بايد مال بانكها را بدهد. ما حالا قريب پنج ماه است كه از دست اين چپاولگرها نجات پيدا كردهايم و يك مملكتى به دست دولت آمده است، به دست ملت آمده است، كه هيچ چيز ندارد. اقتصادش ورشكسته است. فرهنگش عقب مانده است. مناطق ايران از مركز گرفته تا آخر، الا بعض مراكز، باقيش مردم از همه آثار تمدن محرومند. و حالا هم بعد از اينكه يك آزادى پيدا شده است و آن زورها و فشارها برداشته شده است، يك عدهاى ريختهاند توى مردم و به عناوين مختلف چپاولگرى مىكنند؛ يا شلوغكارى مىكنند. چه آنهايى كه انحرافات مسلكى دارند؛ و چه آنهايى كه انحراف مسلكى ندارند. لكن از تتمه همان رژيم و از تتمه همان بساط هستند. همه جاى ايران الآن اين طورى است.
فرصت طولانى براى بازسازى
خوب، شما تصور مىكنيد كه ايرانى كه همه چيزش را بردند و خوردند و مانده است يك خرابهاى كه نه اقتصاد صحيح دارد و نه فرهنگ صحيح دارد و نه ژاندارمرى صحيح دارد و نه ارتش صحيح دارد و نه هيچ چيز، الآن هم آنكه اداره مىكند مملكت را، خود مردم هستند كه حفظ نظام و نظم را مىكنند، شما تصور مىكنيد كه بشود، امكان داشته باشد كه فوراً اين كارها همه درست بشود؟ همه چيزها يكدفعه صحيح بشود؟ يا مسئلهاى است كه همه ما بايد دست به هم بدهيم، دولت و ملت، و اين خرابه را بسازيم. دولت به آن مقدارى كه قدرت دارد. شما خيال نكنيد كه دولت نمىخواهد بكند، دولت در صدد