صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٦ - اعتبار مكتب ما، بسته به اعمال ما
كرد، اينها اسلام را نمىشناسند چه است. خيال مىكنند اسلام هم مثل رژيم، اسلام مثل امريكا مىماند كه هر چه كشورش وسيعتر بهتر. كشورگشايى انبيا سنخش فرق دارد با كشورگشايى سلاطين. سلاطين براى دنيايشان فرياد مىزنند؛ براى دنيايشان كشورگشايى مىكنند؛ براى قدرت شيطانىشان كشورگشايى مىكنند؛ انبيا مىروند كه يك جمعيتى را آدم كنند؛ توى سرش مىزنند كه آدم بشو. آنها كشورگشايىشان براى اين است كه انسان درست كنند. حضرت سيد الشهدا- سلام اللَّه عليه- ديدند كه معاويه و پسرش، خداوند لعنتشان كند، اينها دارند مكتب را از بين مىبرند؛ دارند اسلام را وارونه جلوه مىدهند. اسلامى كه آمده است براى اينكه انسان درست كند، نيامده است قدرت براى خودش درست كند، آمده انسان درست كند، اينها، اين پدر و پسر،- مثل اين پدر و پسر- اسلام را وارونه داشتند نشان مىدادند. شرب خمر مىكردند، امام جماعت هم بودند! مجالسشان مجالس لهو و لعب بود، همه چيز تويش بود، دنبالش هم جماعت بود، امام جماعت هم مىشدند. امام جماعت قمارباز! امام جمعه هم بودند و منبر هم مىرفتند و اهل منبر هم بودند. منبر هم مىرفتند! به اسم خلافت رسول اللَّه بر ضد رسول اللَّه قيام كرده بودند. فريادشان «لا اله الا اللَّه» بود، و بر ضد الوهيت قيام كرده بودند. اعمالشان، رفتارشان رفتار شيطانى، لكن فريادشان فرياد خليفه رسول اللَّه! اين است كه مكتب را متزلزل مىكند؛ و يكوقت در دنيا منعكس مىشود كه اسلام هم همين است. من خوف اين را دارم امروز.
اعتبار مكتب ما، بسته به اعمال ما
و خدايا، به فرياد اسلام برس! امروز [مبادا] كه مكتب ما منحرف جلوه داده بشود: يا از اعمال من و شما؛ يا از اعمال كميتهها؛ يا از اعمال دادگاهها؛ يا از اعمال ادارات و وزارتخانهها، و امثال ذلك. رژيم سابق براى ما خطر نداشت. رژيم سابق ادعا نمىكرد كه من [اسلامى هستم] ادعايش را مىكرد، لكن كسى از آن قبول نمىكرد. رژيم سابق خطرى نداشت. اگر معممى در رژيم سابق يك كار خلاف مىكرد، مىگفتند اين ساواكى است؛ اين دربارى است؛ اين ساواكى است. امروز كه ساواكى در كار نيست و همه دفن