صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٣ - هواداران حقوق بشر، يا حاميان منافع ابرقدرتها
امريكا از آن طرف، شوروى از اين طرف و آن طرف و از آن ور كمك مىكنند به اينها، اينها همه جنگهاى انحرافى است؛ بر خلاف انسانيت است. اينجاهايى كه اين جنگها مىشود و اين همه كشتار، اين همه كشتار، در اين ممالك مىشود، اين طرفدارهاى حقوق بشر نشستهاند و سيگار مىكشند و پاهايشان را روى هم مىاندازند و يك كلمه صحبت نمىكنند. اما آن روز كه يك عده اشخاصى كه غدهاند براى اين جامعه، غده سرطانيند براى اين جامعه، اگر بمانند يك جامعه را به باد مىدهند، حكم اسلام را بر اينها جارى مىكنند، همينهايى كه آن روز فوجها از مردم، هزارها از انسانها را، اربابانشان مىكشند و [آنها] پاهايشان را روى هم مىاندازند و تكيه مىدهند و يك كلمه حرف نمىزنند، واويلا بلند مىكنند! خوب، چرا هويدا را كشتند، يا چرا نصيرى [١] را كشتند! يا چرا كسانى كه فوج فوج جوانهاى ما را از بين بردهاند اينها [را] مىكشند! كشتن اينها رحمت است بر امت. حدود الهى رحمت است بر امت. البته آن دستى كه بريده مىشود اگر زبان داشت گله مىكرد. اما براى انسان، براى يك انسان، يك عضو فدا مىشود. براى يك جامعه يك اشخاص بايد از بين بروند.
هواداران حقوق بشر، يا حاميان منافع ابرقدرتها
براى حفظ حقوق يك جامعه بايد يك غدههاى سرطانى از اين جامعه جدا بشود. اينها براى رفتن محمد رضا خان هم همين عزاها را داشتند! همين آدمى كه [آن همه جنايت كرد] حالا هم از او تعريف مىكنند! حالا هم در مجلههاى خارجى يا در مطبوعاتشان از او تعريف مىكنند كه نه، اين اصلاح مىكرد! مىخواست درست كند مملكت را! آن كنار نشستهاند. نه مطلع نيستند؛ لكن آن كنار هستند. كنار معركه هستند نديدهاند اينجا چه شده است. مىدانند چه شده، اما به خودشان كه واقع نشده! هزاران آدم هم اينجا كشته بشود. اصلًا انسان مطرح نيست پيش آنها. حق و حقوق انسان اصلًا مطرح نيست در اين جوامعى كه طرفدار حقوق بشرند. ابداً حقوق بشر مطرح نيست.
[١] نعمت اللَّه نصيرى، رئيس ساواك.