صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٩ - موقعيت خطير علماى اسلام
هستيم كه بايد با رعايت صحيح رفتار كنيم:
كُلُّكُم رَاعٍ.
همه بايد مراعات حدود را بكنيم. مراعات امورى را كه بايد بكنيم بكنيم. همه بايد بنده خدا باشيم. بنده خدا در احكام: هر چه فرموده است عمل بكنيم؛ نه هر چه خواستيم .... امروز آبروى اسلام بسته به اعمال شما آقايان شما برادرها، شما خواهرها؛ و بالاتر علما؛ براى اينكه علما در رأس هستند. اگر در رأس يك خطايى خداى نخواسته واقع بشود، سرايت مىكند. در رأس علما هستند. و اگر در رأس يك خطايى واقع بشود، مردم او را پاى انبيا ... و مىگويند تعليم آنهاست. لا اقل دشمنهاى ما مىگويند اسلام همين بوده است.
الآن دشمنها دنبال اين هستند كه اين نهضت را، اين نهضت اسلامى را، يك كارى بكنند كه لكه دار بشود. شكست مهم نيست؛ لكه دار شدن مهم است. اگر ما با آبرومندى شكست بخوريم اهميتى ندارد. انبيا هم شكست مىخوردند. اگر نهضت ما خداى نخواسته با آبرومندى از بين برود، آبرو محفوظ است؛ در تاريخ محفوظ خواهد ماند. شكست خورديم، حضرت امير هم از معاويه شكست خورد. اما اگر شكست معنوى بخوريم، اگر حالا كه اسلام دست ما آمده است، امانت است پيش ما، اگر ما به اين امانت خيانت بكنيم، اگر خداى نخواسته از حدود تجاوز بكنيم، اين نهضت آلوده مىشود؛ در خارج گفته مىشود اين هم اسلام! پاى اسلام حساب مىكنند. نمىدانند كه اسلام اين نيست.
موقعيت خطير علماى اسلام
اگر ما خطا بكنيم، ما خطاكاريم نه اسلام. كارى نكنيد و كارى نكنند و علما كارى نكنند و بزرگان قوم كارى نكنند و متفكران كارى نكنند كه اسلام لكه دار بشود، كه مكتب لكه دار بشود. ما خودمان از بين برويم اشكالى ندارد؛ نهضتمان هم از بين برود اشكالى ندارد؛ لكن اگر خداى نخواسته مكتبمان از بين برود، مكتب كه مكتب توحيد است، مكتب اسلام است، مكتب خداست؛ اگر ما كارى بكنيم كه اين مكتب لكه دار بشود، در دنيا بگويند كه وقتى كه كار به دست خود مردم افتاد، وقتى كار به دست پاسداران اسلام